یاقوت کلیبر
سیاسی مذهبی اجتماعی

 

شاهپور بختیار اعلام نموده است:
«آیت الله العظمى خمینى در ایران طرفداران زیادى دارد، اما ایشان باید بداند كه بسیارى از به ظاهر طرفداران وى، كمونیست‌ها هستند كه ماسك مذهبى بودن رابه صورت كشیده‌اند و او حاضر نیست قدرت را به آیت‌الله خمینى واگذار كند.»

 

 

شاهپور بختیار اعلام نموده است:

«آیت الله العظمى خمینى در ایران طرفداران زیادى دارد، اما ایشان باید بداند كه بسیارى از به ظاهر طرفداران وى، كمونیستها هستند كه ماسك مذهبى بودن رابه صورت كشیدهاند و او حاضر نیست قدرت را به آیتالله خمینى واگذار كند.»

این مطلب موجب خنده و مزاح دوستان شده بود. چون تعدادى از این كمونیستها! اخوى اینجانب و دوستانى دانشجو بودند كه قرار بود فرداى آن روز آزاد شوند.

اگر پس از این همه راهپیمایى و این همه شهادت و درست روز بعد از اربعین با آن راهپیمایى تاریخىاش چنین مطلبى را بیان نمودن نشان از نادانى نباشد، نشان از چشمبستن بر واقعیات است.

بختیار علاوه بر این بیان داشت: «من حاضر نیستم به نفع آیتالله از قدرت كنار بروم، همانگونه كه آیتالله نیز حاضر نیست به نفع من چنین اقدامى بنماید.» او افزود: «در صورتى كه امام به ایران بیاید اگر دولت من كه دولت قانونى است مقاومت كرده و بر سر كار بمانم موجب خونریزى خواهد شد و اگر كنار بروم، ارتش كودتا خواهد كرد.» او در ضمن ادامه داد: «نه دهم آیتاللهها از من پشتیبانى مىنمایند، اما جرأت بیان آن را ندارند.»

یكى از دوستان از امكان آزادى زندانیان در ساعت 8 ـ7 آن شب خبر آورد. با تعدادى از دوستان به زندان قصر رفتیم. جمعیت عظیمى در آنجا تجمع كرده بود. اسامى زندانیان آزاد شده توسط دكتر حسن نزیه رییس كانون وكلا، با بلندگو اعلام گردید. با خوانده شدن هر اسم غریو شادى جمعیت بلند مىشد آزادى زندانیان اشك در چشمان بسیارى نشانده بود. لحظاتى كه هیجان و شور در وجود انسان مىشكفت. اسامى 162 نفر خوانده شد، اما از براند و دوستانم خبرى نبود. فریاد كسانى كه در انتظار زندانیان خود بودند، اما نامشان خوانده نشده بود، بلند شد: بقیه! بقیه! اعلام شد بقیه در دو روز آینده آزاد خواهند شد.

در حدود ساعت 9 شب در زندان باز شد و اولین دستهى زندانیان از آن خارج شدند و این در حالى بود كه محوطه با نورافكنها كاملا روشن بود و خبرنگاران مشغول تهیهى گزارش و فیلمبردارى بودند. حلقههاى گل به گردن آزاد شدگان آویخته شد و هركدام را گروهى بر دوش مىگرفتند و در میان ابراز احساسات و اشك شوق با خود مىبرد جمعیت شعار مىداد: «درود بر زندانى سیاسى» ، «زندانى سیاسى تو افتخار ملتى» و «در طلوع آزادى جاى شهدا خالى».

 

حضرت آیتالله العظمى گلپایگانى با ارسال نامهاى براى شاهپور بختیار بیان نمودند:

 «مسموع شد كه جناب عالى نه دهم از حضرات آقایان علماى اعلام و مراجع دامت بركاتهم را متهم نمودهاید كه با سكوت  خود در مورد دولت شما موافقت دارند. جنابعالى آن چه در این مدت كوتاه براى توجیه نخستوزیرى خود اظهار داشتهاید جز یك سفسطه و اشتباهكارى، مطلب منطقى و معقولى نگفتهاید. مجلسینى كه به شما رأى اعتماد دادند همان مجلسین غیر قانونى هستند كه به هویداها رأى دادند و اعضاى آنها افرادى هستند كه به اسم نامزدهاى حزب تحمیلى بىمسماى رستاخیز و به تهدید ساواك انتخاب شدهاند و لذا نمىتوانند دولت شما را قانونى كنند. فرضآ تمام خواستههاى مردم را عملى مىنمایید، شما كه میگویید بیست و پنج سال با رژیم دیكتاتورى حاكم مبارزه داشتهاید، با این عمل خود قانونى بودن آن دولتها را كه رژیم استبدادى روى كار آورد تصویب كردهاید.

من به شما و تمام كسانى كه خود را وطندوست و مسلمان مىدانند و سران و درجهداران متعهد ارتش ابلاغ مىكنم كه در این امواج خروشان احساسات ملى، حركت در مسیر مخالف موج، خلاف مصلحت و موجودیت و استقلال مملكت است. با آنها كه این امواج را رهبرى مىكنند تا كشتى مملكت را به ساحل نجات برسانند همكارى نمائید.»

 

آیتالله شریعتمدارى هم پس از مدتى سكوت و باتوجه به خواستههاى اعلام شدهى قبلى او كه چیزى در حد اجراى قانون اساسى بود، با توجه به راهپیمایى عظیم اربعین و فرار شاه سخنان بختیار را تكذیب كرد و بیان داشت: «اصولا صحبت از دولت فعلى یا دولتهاى مشابه نیست ما درباره موضوع و كل نظام موجود نظر داریم و خواستار برقرارى نظام عادلانهى اسلامى به جاى نظام استبداد و دیكتاتورى سابق هستیم. بنابراین دولت فعلى و دولتهاى مشابه آن به هیچ وجه مورد تأیید و موافقت مانبوده و نیست و نخواهد بود.»

 

آیتالله العظمى مرعشى نیز در پاسخ به سؤالى پیرامون ادعاى بختیار در مورد موافقت علما با او بیان داشتند:

باسمه تعالى

"این موضوع را حقیر قویآ تكذیب نموده و همان طور كه در اعلامیههاى قبلى تذكر داده شده این دولت دست نشانده رژیم ظالم و فاسد و دیكتاتور كه دستش آلوده به خون ملت مسلمان ایران دست مردود بوده و به هیچوجه مورد قبول ما نبوده و آن را غیرقانونى اعلام مىداریم. لازم به تذكر است هدف روحانیت و ملت ایران طرد استعمار و پایان دادن به نظام دیكتاتورى فردى و استقرار نظام عدل و حق اسلامى است و دراین میان دشمنان اسلام در صدد تفرقه بین مسلمین، خاصه ملت ایران بوده و بار دیگر این جریان نیز كشف از یك توطئه خطرناك دیگر مىكند. گو اینكه عموم از این نیرنگها آگاهى داشته و ترتیب اثر نخواهند داد."

                                                                21  صفر 1399 سید كاظم مرعشى نجفی

 

در این روز بار دیگر در جادههاى مختلف كشور از جمله جادههاى كرمانشاه به اتوبوسهاى مسافربرى حمله كردند. پدیدهى زشت چماقدارى به شدت در كشور گسترش یافته بود و این اختصاص به شهر تهران نداشت و این موجب شده بعد جوانان محلهها براى مقابله با آن آماده شوند. آیتالله محمد باقر موسوى خوانسارى ضمن مقالهاى در رابطه با شایعهى كودتا فرمودهاند:

«دستگاه خیانت باز هم مردم به پا خاسته ایران را به عنوان اینكه ارتش طرفدار رژیم است، مىترساند و حال آنكه تنها تارى ضعیفتر از تار عنكبوت از رژیم باقى مانده است آنها مىگویند اگر مردم و روحانیت نگذارند، همچنان ایران را تحت سلطهى استعمار نگهداریم، ارتش كودتا مىكند.

ما اولا: از دولت اشتباهكار آمریكا مىخواهیم كه چشمش را باز كند و به عمق نهضت پرشور همگانى ملت زندهى ایران توجه كند و بگذارد كه ملت ستم كشیدهى ایران به این مملكت آشفته سامانى بدهد.

ثانیآ: به دنیا اعلام مىداریم كه ارتش ایران طرفدار رژیم فاسد نیست و ارتش هم مانند سایر طبقات مملكت دلش از اعمال این رژیم سفاك چپاولگر خون است و علىرغم خواست افراد معدودى كه مىخواهند اوضاع سابق را نگه دارند تا به چپاولگرى خود بپردازند، به مبارزه با آنها ادامه داده و غائله را به نفع ملت تمام خواهند نمود.

مردم دنیا باید بدانند چنانچه در شرایط كنونى كودتایى بر علیه ملت انجام شود، این دولت آمریكاست كه براى ادامهى استعمار بر علیه ملت ایران كودتا كرده و تمام توالى فاسد مترتبه بر كودتا به گردن دولت آمریكاست، گو اینكه ملت مسلمان ایران در تحت لواى اسلام و پیروى از سالار شهیدان (س) تصمیمش را گرفته و هیچ جنایتى نمىتواند در ادامهى مبارزه تزلزلى در او ایجاد نماید. 

این مزدوران اخیرآ به دلسوزى براى استقلال مملكت پرداختهاند. ما مىپرسیم: آیا این استقلال بوده كه بیشتر در آمد نفت صرف خرید اسلحههاى سنگین غرب شده و در ایران انبار گردیده تا در صورت وقوع جنگ بین آمریكا و روسیه ملت ایران را ولو براى چند ساعتى سپر بلاى خود قرار دهد؟ آیا این استقلال بود كه بحرین را با آن اهمیت با كمال اخلاص در خیانت رسمآ از ایران جدا و تقدیم اجانب نمود و اگر سابقین با جنگ قفقاز را از دست دادند، او دو دستى تقدیم نمود؟ ملت ایران در صدد برآمده است كه این مملكت چپاول شده را از یوغ استعمار نجات داده و هدف او تحصیل استقلال است.»

 

آیتالله منتظرى به مناسبت حوادث اخیر شهرهاى ایران و چهلم شهداى اصفهان و نجفآباد پیامى منتشر نمودند:

                                                 

 

                                              «بسم الله الرحمن الرحیم»

برادران و خواهران مسلمان!

اكنون كه ملت قهرمان و مسلمان، فداكارى و از خود گذشتگى را به اوج خود رساند، اكنون كه ملت پس از عبور از راه دشوار و پرپیچ و خم نهضت به هدف خود نزدیك مىشود، اكنون كه شهیدان ما با خون خود جنبش عظیم اسلامى را آبیارى نموده و شكست و رسوایى رابراى دشمن خدا و خلق، یعنى رژیم ظالم و سفاك به جاى نهادهاند، اكنون كه ملت ما با پشت سر گذاشتن شب تاریك، طلیعه غلبه حق بر باطل و اسلام بر كفر را مشاهده مىكند و بالاخره اكنون كه ملت مسلمان و قهرمان ما در پرتو رهبرىهاى قاطعانه علماى اعلام و آیات عظام، بالاخص قائد بزرگ حضرت آیتالله العظمى آقاى خمینى مدظله العالى، با رفتن شاه در آستانه سرنگونى كامل رژیم ارتجاعى و ضداسلامى و برقرارى حكومت جمهورى اسلامى قرار گرفته، بار دیگر خاطره شهیدان این جنبش اسلامى را كه با نثار خونهاى خود درخت نهضت و انقلاب اسلامى را بارور كرده گرامى مىداریم و براى آن عزیزان از دست رفته مغفرت حق تعالى و علو درجات طلب مىكنیم. عزیزانى كه با آگاهى و خون خود تمام توطئههاى دشمن را در نطفه خفه كردند و ثابت نمودند كه مرگ با افتخار در راه خدا از زندگى مذلتبار به مراتب بهتر است. در چهل روز پیش بود كه رژیم خونخوار دو شهر اصفهان و نجف آباد را به خاك و خون كشید و در یك یورش وحشیانه به وسیلهى چماق به دستان مزدور خود و در حمایت پلیس، این دو شهر را به صورت شهر جنگزده درآورد و صدها كشته و زخمى و بسیارى خانهها و مغازههاى سوخته به جاى گذاشت و اموال زیادى از مردم مسلمان به غارت رفت.

تاریخ سیاه پنجاه سال دیكتاتورى گذشته، به خصوص یك سال اخیر ایران را باید با خون نوشت.شهادتها و قهرمانىهاى ملت ما در شهرهاى گوناگون این سرزمین، اعجاب جهانیان را بر انگیخته، در همین دو روز عمال جنایتكار حكومت با اجراى توطئههاى محكوم به شكست از شهرهاى دزفول و اندیمشك و اهواز و اراك و منطقه نهاوند و نجفآباد و برخى نقاط دیگر دست به حمله وحشیانه زده و پس از نابود كردن وسایل و اموال مردم، عدهاى را به خاك و خون كشیدند.

ملت آگاه ایران مىداند كه لحظات بسیار حساسى را مىگذراند و كوچكترین غفلت و ساده نگرى ممكن است از سرعت روند جنبش عظیم بكاهد و به دشمن اسلام و مردم مجال تدارك نیرو و ترتیب حمله مجددى را بدهد. لذا لازم است نكات زیر مورد توجه واقع شود:

1 ـ ملت مسلمان ایران باید صفوف خود را بیش از پیش فشرده و متحد نماید و به عناصر احیانآ فریبخورده اجازه ندهد تا به بهانههاى واهى و پوچ در جبهه متحد آنان رخنه نماید.

2 ـ از برخورد خصمانه با برادران ارتشى كه دستشان به جنایت و خونریزى آلوده نشده جدآ بپرهیزند و بلكه دست برادرى به آنان بدهند و با كمك آنان در تقویت استقلال كشور و حفظ آن از حملات استعمارگران و تجزیهطلبان شرق و غرب كوشش نمایند.

3 ـ از افراد پلیس و ارتش مىخواهیم كه بیش از این راضى نشوند كه خود را فداى رژیمى نمایند كه ثروت و منافع مملكت را در انحصار خود و هزار فامیل خود قرار دادهاند و مملكت را به خاك سیاه نشاندهاند. رژیمى كه منفور ملت است و ملت با رفراندومهاى پیاپى به خصوص در تاسوعا و عاشورا و اربعین حسینى بى اعتبارى و بىپایگى آنرا ثابت نمود.

اینجانب ضمن اظهار همدرى با تمام خانوادههاى شهداى اخیر، مراتب تسلیت خود را به همهى ملت ایران به ویژه اهالى شهرستان اصفهان و نجفآباد كه روز یكشنبه 22 صفر را به مناسبت چهلمین روز شهداى اخیر خود به سوگ مىنشینند تقدیم داشته و امیدوارم هرچه زودتر پیروزى جنبش، با تشكیل جمهورى اسلامى به رهبرى امام خمینى مبشر نجات تمام مسلمین و مستضعفین جهان باشد.

                                                                       والسلام علیكم و رحمت الله و بركاته

                                                                                               حسین منتظرى»

دكتر ابراهیم یزدى كه آن روزها در اطراف امام در پاریس مشاهده مىشد و به ترجمهى بیانات امام براى خبرنگاران مشغول بود، در یك اظهار نظر اعجابانگیز در رابطه با اسراییل موجودیت او را به رسمیت شناخت!

خبرگزارى فرانسه از تل آویو گزارش داد  كه دكتر یزدى در مصاحبهاى با دو نماینده روزنامههاىاسراییلى در فرانسه و از قول امام خمینى بیان داشته است كه رهبر شیعیان ایران دوایراد عمده بر اسراییل وارد مىآورد:

اول اینكه پیش از هر چیز اسراییل از شاه حمایت كرده و ساواك را تعلیم داده است دو روزنامهنگار اسراییلى به او اعتراض مىكنند كه هیچ شاهدى براى این قضیه وجود ندارد، اما او پاسخ مىدهد این را روزنامههاى آمریكایى نوشتهاند و همین شاهد كفایت مىكند.

ایراد دوم نیز اینكه اسراییل فلسطینىها را از سرزمین خود رانده است و اگر اسراییل حقوق فلسطینىها را به آنها برگرداند، ما روابط عادى با این كشور برقرار خواهیم كرد. اعلام این خبر آن هم از قول امام بسیار مشكوك و باور نكردنى و اعجابانگیز بود.

 
منبع: همگام با انقلاب اسلامی،دكترسیدمحمدهاشم پوریزدان پرست
 
 

کد مطلب: 56286





نوشته شده در تاریخ 93/11/02 توسط علی

 

كشف حجاب و اعمال قدرت در حاكمیت رضاشاه

در آستانه فرا رسیدن سالروز كشف حجاب (17 دی 1314 ه.ش)

دانشجوی دكترای تاریخ انقلاب اسلامی: مرضیه بیگ زاده

 

برای زنان و مردان ایرانی مقوله كشف حجاب یكی از غیر قابل تصورترین مسائل زندگی خود بود و نمی توانستند به این راحتی با این مقوله كنار بیایند به همین جهت زمینه سازی ها بیشتر در حطیه روانشناسی افراد حركت می كرد. از جمله این مسائل ایجاد شعارهایی مبنی بر اینكه این كار در راستای امنیت بیشتر زنان است كه در نتیجه توسعه كشور به وجود می آید و این خود اقدامی است در جهت امنیت و آسایش مردم ایران.

 

 

در نظر بسیاری لباس و پوشش افراد در جامعه هیچ ارتباطی با قدرت و سیاست یك جامعه ندارد و این مسائل تنها در حیطه شخصی افراد قرار دارد كه فرد با انتخاب آن وضعیت پوشش خود را مشخص می كند. اما واقعیت امر این است كه پوشش و لباس یك فرد صرفا یك مسئله فردی در حیطه امور شخصی او نیست و پوشش یك فرد بیانگر نوع ارزش ها و افكار شخص در جامعه می باشد به همین جهت كنترل این بعد از فكر شخص می تواند تاثیرات مهم سیاسی در پی داشته باشد.

 

كنترل شخص و جامعه از طریق پوشش در جامعه برای اولین بار در تاریخ ایران به وسیله رضاشاه انجام گرفت. رضاشاه كه در پی ایده مدرن سازی جامعه، كه در  ذات خود یك سیاست امپریالیستی بود، سعی داشت به هر راهی كه شده نحوه پوشش ایرانیان را تحت كنترل خود گیرد و به این طریق بر فكر و سرنوشت مردم سیطره پیدا كند.

 

در واقع فرضیه ما در این نوشته رابطه قدرت و سیاست با پوشش افراد است كه در دوره رضاشاه با مفهوم كشف حجاب تجلی پیدا كرد. این بدان معناست كه كشف حجاب نه در راستای یك مدرنیزاسیون صادقانه از سوی رضاشاه بلكه یك اعمال قدرت بر شهروندان بود تا از این طریق با یك دست سازی افراد به هدف های خود دست پیدا كند.

 

واقعه كشف حجاب

بی حجاب كردن اجباری زنان ایرانی در نیمه دهه 1310، از میان تمام سیاست های تجدد خواهانه رضاشاه، بیشترین سهم را در عدم محبوبیت او در میان ایرانیان داشت. به عبارت دیگر كشف حجاب از جمله سیاست های مدرن سازی رضاشاه و شاید چالش برانگیزترین آن ها بود.

 

ماجرا از این قرار بود كه رضاشاه پس از مسافرت به تركیه و دیدار با آتاتورك تصمیم گرفت در ایران نیز همان سیاست را اجرا كند. در كنار نقش خاندان پهلوی در واقعه كشف حجاب، نباید بازیگران اصلی و پشت پرده این نمایش نامه را نادیده گرفت؛ یعنی دولت های روس، انگلیس و غرب گرایانی كه قبل و بعد از مشروطه با تفكرات تجددگرایانه خود و تحت حمایت دولت های بیگانه دست اندر كار فراهم سازی های كشف در ایران بودند. از فعالیت های انجمن سری فراماسونری و فرقه ضاله بهائیت كه از جمله عوامل و طراحان این نقشه شوم بودند نباید غفلت كرد.

 

صدیقه و یحیی دولت آبادی در زمره افرادی اند كه با اتكا به حمایت بیگانگان، پیشاهنگ پدیده كشف حجاب در ایران شدند. یحیی دولت آبادی 36 سال قبل از كشف حجاب به محمد علی فروغی می گوید: «زن های ما دیر یا زود از این چادر سیاه بیرون خواهند آمد...» همو پس از فرمان كشف حجاب، از پرده دری و بی حجابی رضاشاه دفاع می كند و افتخار میكند كه دختریان او در جشن فارغ التحصیلی، بدون پوشش  اسلامی شركت نموده و این رفع حجاب را از كارهای سترگ رضا می داند و می گوید: «تصدیق باید كه جز قدرت و اراده محكم شاه پهلوی رفع حجاب، بسیار مشكل بود.»

 

این گفته های او نشان می دهند كه سیاست كشف حجاب تنها یك سیاست رضاخانی نبود، بلكه برنامه ای بود كه از حدود 36 سال قبل از سیاست رضاشاه برای آن نقشه چیده شده بود و رضاشاه عامل كسانی دیگر بود و بودند كسانی كه از مدت ها قبل در صدد طرح این نقشه بودند، ولی به  دنبال فردی می گشتند كه بتواند نیات آنها را جامه عمل بپوشاند.

 

مقدمات كشف حجاب اگرچه در دروه ریاست وزرایی فروغی انجام شد اما مجال نیافت اجرای آن را در دولتش شاهد باشد به همین جهت قرعه كار به نام محمود جم زده شد. این مسئله بیشتر ناشی از یك اختلاف سلیقه در امور اداره كشور با رضا شاه بود كه فروغی را از اقدام این كار بازداشت چرا كه بنا بر بعضی شواهد فروغی خیلی موافق با این اقدام نبوده به همین جهت به راحتی از سوی رضاشاه كنار گذاشته شد و محمود جم كه شخصیت فرمانبردار او بیشتر به چشم می آمد عهده دار انجام این كار شد.

 

در آغاز برای پیش برد این سیاست زمینه سازی های زیادی صورت گرفته شد چرا كه برای زنان و مردان ایرانی مقوله كشف حجاب یكی از غیر قابل تصورترین مسائل زندگی خود بود و نمی توانستند به این راحتی با  این مقوله كنار بیایند به همین جهت زمینه سازی ها بیشتر در حطیه روانشناسی افراد حركت می كرد. از جمله این مسائل ایجاد شعارهایی مبنی بر اینكه این كار در راستای امنیت بیشتر زنان است كه در نتیجه توسعه كشور به وجود می آید و این خود اقدامی است در جهت امنیت و آسایش مردم ایران.

 

هر چند همانطور كه قابل پیش بینی بود مردم ایران به خصوص زنان ایران به شدت با سیاست مخالفت كرده و تمام تلاش خود را برای ایجاد ممانعت در این قضیه به كار انداختند. دراین راستا رژیم شاه نیز برای رسیدن به اهداف خود با اعمال زور و اجبار سعی داشت اهداف خود را پیش ببرد. این مسئله باعث شد كه حاكمیت به خصوصی ترین حریم زندگی ایرنیان نفوذ پیدا كند.

 

در واقع این نفوذ به حریم خصوصی از یك سو به ظاهر در جهت سیاست های كشف حجاب بود اما در باطن قضیه باعث می شد كه حریم های خصوصی در معرض دید قرار گیرد و هر حركت خارج از كنترل، تحت كنترل قرار گیرد. این مسئله شاید یكی از ویژگی های همه دولت های مدرن باشد كه با ابزار های مدرن سعی در كنترل زندگی شهروندان خود دارند. اما باید این نكته را در نظر گرفت كه هیچ حاكمیت مدرنی به شكل عریان به حریم خصوصی افراد وارد نمی شود و سعی می كند راه های كم هزینه تری را انتخاب كند.

 

این موضوع خود یكی  از تناقض آمیز ترین مسائل دوران رضاشاه بود و این مسئله بدین دلیل بود كه كشف حجاب تحت لوای هیج قانونی انجام نگرفته بود بلكه ریشه در یك زور گویی دیكتاتور مآبانه ای بود در جهت حفظ حیات حاكمیت و اهداف قدرت های بزرگ.

 

اگر این موضوع را با این دید نگاه كنیم كه در ماجرای كشف حجاب هیچ نیت صادق و دلسوزانه از سوی حاكمیت وجود نداشت یك گزاره بسیار مهم از این مسئله منتج می شود آن هم این است كه رضاشاه تمام این اقدامات را در جهت یك كنترل سیاسی برای اعمال قدرت در پیش گرفته بود و برای رسیدن به این كنترل حریم خصوصی اشخاص و افراد در معرض دید حاكمیت قرار داد.

 

همچنین این نحوه از كنترل علاوه بر نفع رسانی به حاكمیت، منافع زیادی را برای كشورهای استعمار گر به همراه داشت. در واقع با ایجاد مدل های غربی سعی می شد رقابتی در بین زنان ایرانی برای مصرف پارچه ها و لباس های خارجی شكل بگیرد كه از این طریق علاوه بر بی هویت كردن زنان ایرانی، كالاهای خود را به فروش برسانند.

 

حاكمیت با پیروی از یك تجدد آمرانه نوع جدیدی از برخورد را در زیست حیات ایرانی به ارمغان آورد كه با زندگی و پیشینه ایرانیان كاملا نامانوس بود. اما در نهایت این مردم ایران بودند كه مقاومت های پنهان و آشكار خود برنامه های این سبك از حكم رانی را با شكست همراه كرد.

 

منابع:

1.استفانی كرونین، رضاشاه و شكل گیری ایران نوین، ترجمه مرتضی ثاقب فر، انتشارات جام، 1387

2.یحیی دولت آبادی، حیات یحیی،تهران، فردوسی، 1361،ج4

3.رضا مختاری اصفهانی، پهلوی اول از كودتا تا سقوط، تهران، پژوهش های نوین تاریخی،1392

4.تورج اتابكی، تجدد آمرانه، ترجمه مهدی حقیقت خواه،ققنوس،1391

5.فاطمه استاد ملك، حجاب و كشف حجاب در ایران، تهران،عطایی، 1367

 
 
 





نوشته شده در تاریخ 93/11/02 توسط علی

پدیده ی سقط جنین در ایران و فتوای مراجع تقلید
سقط جنین نه فقط در قانون مدنی که در فتواهای آیات عظام هم ممنوع است و حرام به حساب می آید. سقط جنین در ایران اگرچه یک اقدام غیر قانونی است اما مجازاتی به جز پرداخت دیه ندارد.
کد خبر: ۸۱۸۶۴
تاریخ: ۰۹ دی ۱۳۹۳ - ۱۳:۴۵
به گزارش «شیعه نیوز»، معاون وزیر بهداشت از 220هزار سقط غیرقانونی در کشور خبر می‌دهد که اگرچه زیرزمینی و غیررسمی هستند، اما در کنار سقط‌های قانونی و تولد 100هزار نوزاد مرده در سال، رقمی حدود 323هزار مرگ را شامل می‌شوند؛ 323هزار مرگ، قبل از تولد.

آمارها وقتی عجیب‌تر می‌شوند که بدانید بر اساس گزارش‌های سازمان ثبت احوال، در سال گذشته 372هزار مورد مرگ در وقایع حیاتی کل کشور به ثبت رسیده‌است. این مرگ‌ها متعلق به کسانی بوده است که شناسنامه داشتند اما رقم مرگ نوزادانی که هیچ‌وقت به دنیا نیامدند یا آنقدر عمر نکردند که صاحب شناسنامه شوند تنها 14درصد کمتر از مرگ آنها است.

آنها قانونی کشته می‌شوند

تا 11سال قبل، سقط جنین به هر شکل ممنوع بود. حتی اگر سلامت مادر یا جنین به مخاطره می‌افتاد، باز قانون اجازه سقط را نمی‌داد. اما سازمان پزشکی قانونی درسال 82 بخشنامه‌ای صادر کرد که بر اساس آن، در صورتی که ادامه بارداری مادر به مرگ جنین یا مادر منجر شود، درخواست صدور مجوز سقط درمانی مورد پذیرش قرار می‌گیرد؛ البته در صورت دستور مقام قضایی یا درخواست زوجین با معرفی نامه پزشک معالج و قبل از 4ماهگی که روح در بدن جنین وارد می‌شود.

در این شرایط، پزشک باید معرفی نامه‌ای همراه با عکس بیمار، مهر پزشک متخصص، مشخصات شناسنامه‌‌ای، تشخیص بیماری و روش تشخیص (علایم، نشانه‌ها و آزمایش‌های پاراکلینیک) برای بیمار صادر کند و تصویر شناسنامه و مدارک احراز هویت زوج، نتایج آزمایش‌های پاراکلینیک را به آن پیوست کند. این معرفی نامه به پزشکی قانونی ارسال می‌شود و 2مشاور تخصصی تشخیص پزشک را تایید می‌کنند. بعد از انجام یک نوبت سونوگرافی و مشخص شدن سن دقیق جنین (درباره بیماری‌های جنین باید دو نوبت سونوگرافی انجام شود)، مادر می‌تواند برای سقط جنین اقدام کند.

در جدول زیر می‌توانید بیماری‌های مادر را منجر به سقط قانونی جنین او می‌شود، بخوانید:



موارد مجاز سقط جنین در بیماری‌های مادر

ردیف

بیماری

انواع

 1

بیماری‌های قلبی

هر بیماری دریچه‌ای که به نارسایی قلبی فانکشنال کلاس2 و 4 برسد و غیرقابل برگشت به 2 باشد

هر نوع مساله حاد قلبی غیر از بیماری عروق کرونر (رگ‌های تغذیه‌کننده قلب) که به نارسایی قلبی فانکشنال کلاس 3 و 4 رسیده باشد؛ از قبیل میوکاردیت (التهاب دیواره‌های میانی و خارجی قلب) و پریکاردیت

سابقه بیماری کاردیومیوپاتی دیلاته در بارداری‌های قبلی

نشانگان مارفان (یک اختلال ژنتیکی نادر) در صورتی که قطر آئورت صعودی بیش از 5 سانتی‌متر باشد

آیزن منگر (نقص در دیواره‌های داخلی حفرات قلب)

 2

بیماری‌های گوارشی

کبد چرب بارداری، واریس مری درجه3، سابقه خون‌ریزی از واریس مری به دنبال افزایش فشار ورید پورت، هپاتیت خودایمنی غیرقابل کنترل

 3

بیماری‌های داخلی کلیه

نارسایی کلیه، فشارخون غیرقابل‌کنترل با داروهای مجاز در دوران بارداری

 4

بیماری‌های ریوی

هر بیماری ریوی اعم از آمفیزم، فیبروز، کیفواسکولیوز و برونشکتازی (این بیماری‌ها از بیماری‌های‌ مزمن ریوی هستند که عملکرد ریه را مختل می‌کنند) به شرط ایجاد هیپرتانسیون پولمونر، (فشارخون شریان ریوی بالا می‌رود و به قلب آسیب می‌رسد) حتی از نوع خفیف

 5

بیماری‌های خونی

مشکلات انعقادی که با تجویز هپارین منجر به تشدید بیماری دیگری شوند که جان مادر را تهدید کند. آلفاتالاسمی (به شکل هیدروپس فتالیس)، اختلال ترومبوتیک مثل کمبود پروتئین C  و فاکتور 5 لیدن

 6

بیماری‌های عفونی

ابتلا به ویروس HIV  که وارد مرحله بیماری ایدز شده باشد

 7

بیماری‌های مفصلی

لوپوس فعال غیرقابل کنترل با درگیری یک ارگان ماژور

واسکولیت‌ها: بیماری‌هایی که علت اصلی آنها التهاب و درگیری رگ‌ها باشد

 8

بیماری‌های جراحی اعصاب

تمامی توده‌های فضاگیر CN8  با توجه به نوع و محل آن که شروع درمان در جنین و عدم شروع درمان در مادر باعث خطر جانی شود

 9

بیماری‌های پوست

پمفیگوس وولگاریس، پسوریازیس شدید و ژنرالیزه و ملانوم نوع پیشرفته که باعث خطر جدی جانی برای مادر شود

 10

بیماری‌های داخلی اعصاب

صرع مقاوم به درمان

ام‌اس‌هایی که بیمار، ناتوان و از کار افتاده شده باشد

میاستنی‌ گراو (یک اختلال خودایمنی است که بدن به بافت‌های خودی حمله می‌کند) در مراحل پیشرفته، به شرط اینکه خطر جانی برای مادر داشته باشد

 11

بیماری‌های جراحی و ارتوپدی

استئوژنزیس ایمپرفکتای مادرزادی (اختلال در تشکیل استخوان‌ها)

دیسپلازی استخوانی - غضروفی کشنده یا استیل اپی فیزال (نوعی اختلال در رشد غضروف و استخوان‌ها که بسیار کشنده است)

بیماری استئوپتروزیس انفانتیل (فرم بدخیم) (بیماری بدخیم مرتبط با استخوان‌ها که تراکم آنها را غیرطبیعی می‌کند)

 12

بیماری‌های جراحی کلیه

آژنزی دو طرفه کلیه (عدم تشکیل کلیه‌ها)

کلیه پلی‌کیستیک نوع مغلوب (وجود کیست‌های متعدد در کلیه‌ها که عملکرد کلیه را مختل می‌کند)

دیسپلازی مولتی سیستیک کلیه‌ها (رشد و تکامل ناکافی کلیه‌ها به خاطر وجود کیست‌های متعدد)

نشانگان پوتر (نشانگان نادری که در آن تحلیل کلیه‌ها، اختلال اسکلتی و فرم خاص ظاهری به فرد می‌دهد)

نشانگان نفروتیک مادرزادی به شرط ایجاد هیدروپس (اختلال مادرزادی ساختمان کلیوی همراه با درجاتی از ادم یا ورم مایع در بافت‌ها)

اختلال کروموزومی که موجب ضایعات پیشرفته و به ویژه گرفتاری مغز و کلیه شود (مانند نشانگان واکترل)

هیدرونفروز شدید دوطرفه کلیه‌ها (اتساع و تجمع ادرار در کلیه‌ها)


مرده‌های مادرزاد

مدتی قبل سازمان پزشکی قانونی آماری منتشر کرد که از رشد ۵.۱۱ درصدی صدور مجوز سقط درمانی در سال 93 خبر می‌داد. آماری که مربوط به نیمه نخست سال 93 بود که ۴ هزار و ۱۳۷ نفر برای بررسی و دریافت مجوز سقط جنین درمانی به مراکز پزشکی قانونی کشور مراجعه کرده بودند و از این تعداد برای ۳ هزار و ۷۰ نفر این مجوز صادر شده بود. این رقم در مدت مشابه سال 92، به ۲ هزار و ۷۵۳ مورد می‌رسید.

این رشد آمار فقط مربوط به امسال نبود؛ گزارش سازمان نظام پزشکی نشان می‌داد که در پنج سال گذشته آمار مراجعین متقاضی سقط درمانی همواره با افزایش مواجه بوده و از سه هزار و ۴۸۰ نفر در سال ۱۳۸۸ به ۷ هزار و ۶۱۶ نفر در سال 92رسیده است.

در کنار این آمارها، معاون بهداشتی وزیر بهداشت هم از 220 هزار سقط جنین غیرقانونی خبر داده که در سال 1391به ثبت رسیده و گفته است این موضوع نیاز به بررسی دارد. دکتر علی اکبر سیاری می‌گوید که دو سوم زنان پس از 30 سالگی به فرزند آوری تمایلی ندارند و بعد از سن مشخصی هم به کنترل قطعی بارداری تمایل پیدا می‌کنند و همین منجر به از دست رفتن سالانه 440 هزار فرصت فرزندآوری در کشور می‌شود. رقمی که اگر با میانگین 200 هزار سقط غیرقانونی (بر اساس آخرین آمار رسمی موجود) و 3هزار سقط قانونی جمع کنیم، از نزدیک به 650 هزار فرصت از دست رفته تولد در کشور خبر می‌دهد.

فقط 19هفته وقت دارید

مراجعه به پزشکی قانونی برای سقط درمانی همیشه با پاسخ مثبت مواجه نمی‌شود. به جز موارد پزشکی که ممکن است به تایید پزشکی قانونی نرسد، دیر مراجعه کردن افراد دلیل دیگری است که سقط را غیر ممکن می‌کند. بر اساس قوانین پزشکی قانونی مادران باردار تنها در صورتی که قبل از 4ماهگی از مراجع قضایی گواهی دریافت کنند، می‌توانند فرزندشان را سقط کنند. در غیر این صورت، مادر باید با بیماری‌هایی که ممکن است خود او را از پای در آورد یا منجر به تولد نوزاد بیمار شود، کنار بیاید.

بهترین زمان سونوگرافی برای تعیین سن حاملگی 8 تا 9 هفتگی و در اولویت بعدی بالای 11هفتگی است. اگر کسی دو یا چند گزارش معتبر سونوگرافی داشته باشد که سن جنین را متفاوت گزارش کرده باشند، سونوگرافی که نزدیک ترین زمان به 10هفته، معتبرتر است.

در جدول زیر، بیماری‌های جنین که منجر به سقط قانونی او می‌شود، آمده است:

موارد سقط در بیماری‌های جنین

ردیف

بیماری

علایم

1

تریزومی 13

کپی اضافه از کروموزوم 13، هنگام تولد که عامل اختلال در سيستم اعصاب مركزي، عقب‌ماندگي ذهني، لب‌شكري و كام‌شكري، و اختلالات پوستي و قلبي و تناسلی است

2

تریزومی 18

کپی اضافه از کروموزوم 18 كه با عقب‌ماندگي ذهني، ناهنجاري جمجمه، افتادگي پلك، كري، كوتاهي انگشتان و مشكلات قلبي همراه است

3

تریزومی 16

کپی اضافه از کروموزوم 16 که باعث مرگ جنین می‌شود

4

آنانسفالی

تشکیل نشدن قسمتی از مغز به خاطر نبود قسمت فوقانی استخوان‌سر

5

هیدروپس فتالیس

تجمع مایع در بافت‌های بدن جنین به هر علت

6

نشانگان فریاد گربه

نقص در کروموزوم‌ 5 که منجر به عقب‌ماندگی‌های مختلف می‌شود و نوزاد صدای گریه شبیه گربه و سر کوچک‌تر از حد عادی دارد

7

هولوپروزنسفالی

دراین ناهنجاری چشمها به یکدیگر متصل می‌شوند

8

سیرنگومیلیا

به وجود آمدن کیست‌هایی در نخاع و متسع شدن آن که باعث نقص حس لامسه و حرارت در فرد می‌شود

9

کرانیوشیسیس

شکاف مادرزادی در جمجمه

10

مننگوانسفالوسل

شکل گیری غیرطبیعی و کشنده دستگاه اعصاب مرکزی

11

مننگوهیدروانسفالوسل

بیرون‌زدگی پرده مننژ و ماده مغزی از شکاف جمجمه

12

دیسپلازی تاتاتوفوریک

(یا کوتولگی کشنده نوزادی) رشد ناکامل و غیرطبیعی کشنده جنین

13

سیکلوبیا همراه با هولوپروزنسفالی

نقص تکاملی که فقط با یک حفره چشم یا فقدان بینی همراه است

14

ایگتیوزیس گراویس مادرزادی

هر مشکل شدید اختلال پوستی که با خشکی و سفتی پوست مشخص می‌شود

15

شیزنسفالی

داشتن شکاف‌های اضافی و غیرطبیعی درون ماده مغزی

16

اگزانسفالی

ناهنجاری‌ رشدی با جمجمه ناکامل

17

مشاهده ویژگی ناشناخته کروموزمی

توضیح: در صورتی که پدر و مادرهم همان ویژگی‌ها را در کروموزوم‌ها داشته و سالم باشند، سقط انجام نمی‌شود


مجازات سقط جنین چیست؟

سقط جنین در ایران اگرچه یک اقدام غیر قانونی است اما مجازاتی به جز پرداخت دیه ندارد. در ماده 489 قانون مدنی آمده است: هرگاه زنی جنین خود را سقط کند باید دیه آن را در هر مرحله ای که باشد بپردازد و خود از آن دیه سهمی نمی برد.

اما اگر فردی دیگر زن باردار را به سقط جنین ترغیب ‌کند، قانون او را قابل تعقیب و مجازات می‌‌داند؛ چه پزشک باشد و چه فرد عادی. در ماده 624 قانون مدنی آمده است: اگر طبیب یا ماما یا داروفروش و اشخاصی که به عنوان طبابت یا مامایی یاجراحی یا داروفروشی اقدام می کنند وسایل سقط جنین فراهم سازند و یا مباشرت به اسقاط جنین نمایند به حبس از دو تا پنج سال محکوم خواهند شد و حکم به پرداخت دیه مطابق مقررات مربوط صورت خواهد پذیرفت.

در قانون مدنی ماده دیگری هم درباره سقط غیرقانونی وجود دارد. طبق ماده 623 این قانون، هرکس به واسطه دادن ادویه با وسایل دیگر موجب سقط جنین زن شود، به شش ماه تا یکسال حبس محکوم می شود. و اگر عالماً و عامداً زن حامله ای را دلالت به استعمال ادویه یا وسایل دیگر کند که جنین او سقط شود به حبس از سه تا شش ماه محکوم خواهد شد؛ مگر اینکه ثابت شود این اقدام برای حفظ حیات مادر بوده که در هر صورت مورد حکم به پرداخت دیه مطابق مقررات مربوط داده خواهد شد.

فتواهای شرعی درباره سقط جنین

سقط جنین نه فقط در قانون مدنی که در فتواهای آیات عظام هم ممنوع است و حرام به حساب می آید. مدتی قبل آیت الله سبحانی سقط جنین را آدم‌کشی مؤدبانه ای در قرن 21 دانست و گفت: در گذشته افراد را خفه می‌کردند، ولی امروز سقط جنین می‌کنند. باید فردی که این کارها را انجام می‌دهد به صورت قانون پیگیری شود.

آیت الله سبحانی که به وزیر بهداشت تأکید کرده بود باید در تمام بیمارستان‌ها نظارت باشد تا افراد در آفرینش خدا دخالت نکنند، در رساله احکام خود درباره حکم سقط جنین می آورد: سـقط جنين توسط هر كسى و با هر وسيله اى جايز نيست. حفاظت از بچه در رحم واجب است. يعنى مادر بايد تمام شرايط لازم جهت حفظ و سلامتى بچه را فراهم كند. اگر مادر در غير ضرورت كارى كند كه فرزندش سقط شود علاوه بر اينكه فعل حرامى را مرتكب شده، بايد ديه آن را بپردازد و از آن ديه چيزى به خود مادر به عنوان ارث نمى رسد.

در جدول زیر نظر جمعی از علما و مراجع تقلید را درباره سقط جنین می خوانید:

نظر مراجع تقلید درباره سقط جنین

ردیف

نام مرجع

فتوا

 1

امام خمینی (ره)

ختم بارداری به دلایل اقتصادی، حتی اگر خانواده در شرایط دشوار مالی قرار بگیرند، و یا به علت سن مادر و یا کثرت فرزندان مجاز نیست. حتی اگر مادر دچار اختلال روانی نیز باشد سقط جنین برای او مجاز نیست.

 2

حضرت آیت الله خامنه ای

- سقط جنین شرعا حرام است و در هیچ حالتى جایز نیست مگر آن‌که استمرار حاملگى براى حیات مادر خطرناک باشد که در این صورت سقط جنین قبل از ولوج روح، اشکال ندارد، ولى بعد از دمیدن روح جایز نیست حتى اگر ادامه حاملگى براى حیات مادر خطرناک باشد مگر آن‌که استمرار باردارى، حیات مادر و جنین هر دو را تهدید کند و نجات زندگى طفل به هیچ وجه ممکن نباشد ولى نجات زندگى مادر به تنهایى با سقط جنین امکان داشته باشد.

- ناقص‏الخلقه بودن جنین، مجوز شرعى براى سقط جنین حتى قبل از ولوج روح در آن محسوب نمى‏شود، ولى اگر تهدید حیات مادر بر اثر استمرار حاملگى مستند به نظر پزشک متخصص و مورد اطمینان باشد، سقط جنین قبل از ولوج روح در آن اشکال ندارد.

- (در پاسخ به استفتایی درباره سقط جنین مبتلا به بیماری‌های ژنتیکی لاعلاج) اگر تشخیص بیمارى در جنین قطعى است و داشتن و نگهداشتن چنین فرزندى موجب حرج مى‏باشد، در این صورت جایز است قبل از دمیده شدن روح، جنین را اسقاط کنند ولى بنا بر احتیاط، دیه آن باید پرداخت شود.

 3

آیت الله سیستانی

انداختن حمل پس از انعقاد نطفه، جایز نیست و دیه و کفاره (دو ماه روزه متوالی) دارد، مگر این که باقى ماندن حمل براى مادر ضرر جانى داشته باشد، یا مستلزم حرج شدیدى باشد که معمولاً تحمل نمى‏شود، که در این صورت قبل از دمیدن روح و جان گرفتن جنین اسقاط آن جایز است، و بعد از آن مطلقاً جایز نیست. و اگر مادر حمل خود را بیاندازد، دیه آن بر مادر واجب است، و باید آن را به پدر یا دیگر ورثه‏ اش بپردازد. و اگر پدر حمل را بیاندازد، دیه‏اش بر او واجب است، و باید آن را به مادر بپردازد. و اگر پزشک این عمل را انجام دهد، دیه بر او واجب است، مگر اینکه وارث ببخشد، هر چند اسقاط جنین به درخواست پدر و مادر باشد.

 4

آیت الله مکارم شیرازی

اسقاط جنین حرام است، ولى هرگاه جنین در مراحل ابتدایى باشد، و به صورت انسان کامل در نیامده باشد، و باقیماندن جنین در آن حالت و سپس تولد ناقص آن به تصدیق اهل اطلاع متدین باعث عسر و حرج شدید براى پدر و مادر گردد، پایان دادن به حاملگى جایز است، و احتیاطاً باید دیه را بدهند.

 5

آیت الله صافی گلپایگانی

کشتن جنین مطلقا حرام است و دیه دارد که به وارث او در صورتی که سبب سقط نباشند می‌رسد و چنانچه ولوج روح هم شده باشد (جنین روح داشته باشد) کفاره هم دارد ولی تا زنده به دنیا نیامده باشد مطلقاً قصاص ندارد.

 6

آیت الله بیات زنجانی

سقط جنین چه روح در آن دمیده شده باشد و یا خیر، حرام است ولی اگر پزشک متخصص و مورد اعتماد، زنده بودن مادر را متوقف بر سقط جنین تشخیص دهد و یا بقای آن در رحم را غیر قابل تحمل برای مادر و یا موجب نقص عضو برای وی بداند، سقط جنین در اینجا مانعی ندارد ولی کفاره را باید بپردازد.

 7

آیت الله سبحانی

- سـقط جنين توسط هر كسى و با هر وسيلهاى جايز نيست.

- اگر مادر در غير ضرورت كارى كند كه فرزندش سقط شود علاوه بر اينكه فعل حرامى را مرتكب شده، بايد ديه آن را بپردازد و از آن ديه چيزى به خود مادر به عنوان ارث نمى رسد.

- حفاظت از بچه در رحم واجب است. (يعنى مادر بايد تمام شرايط لازم جهت حفظ و سلامتى بچه را فراهم كند.)

 8

آیت الله وحید خراسانی

سقط جنين در صورتى كه پدر و مادر يا يكى از آنها مسلمان باشند جايز نيست و بنابر احتياط واجب از سقط جنينى كه پدر و مادرش هر دو غير مسلمان باشند بايد اجتناب نمود.

 9




آیت الله صانعی

سقط جنین مطلق حرام است. یعنی چه قبل از روح پیدا کردن و چه قبل از آن، لکن برای رفع خطر از مادر با توجه به نظر کارشناسی و حرج غیرقابل تحمل در صورتی که هنوز روح پیدا نکرده، نمی‏توان گفت حرام است؛ هر گاه شرایط بارداری یا جنین به بروز مشکلات جدی (عسر و حرج) برای مادر یا خانواده بینجامد انجام عمل سقط جنین مجاز است





نوشته شده در تاریخ 93/10/12 توسط علی

مردم برای انتخابات سال آینده آگاه باشند

 

رییس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه كشور گفت: فتنه سال 88 اختلاف بین دو نفر نبود بلكه اختلاف بین دو جریان فكری و دو نگاه فكری بود كه برای جمع كردن سفره نظام آمده بودند.

 

حجت‌الاسلام و المسلمین تقوی در سخنرانی پیش از خطبه‌های این هفته نماز جمعه تهران پیرامون موضوع فتنه و فتنه‌گری، گفت: فتنه موضوعی است كه یادآور خاطرات تلخی در تاریخ انقلاب اسلامی بوده است و خسارات‌های سنگینی را بر جمهوری اسلامی و مردم مسلمان و شهیدپرور كشورمان وارد كرد.

وی با اشاره به اینكه فتنه لایه‌های مختلفی دارد، ادامه داد: فتنه دارای لایه‌های بیرونی و درونی است كه لایه‌های درونی به دو دسته روی صحنه و پشت صحنه (باطن) تقسیم می‌شوند و ما معمولا به لایه‌های باطنی توجهی نداریم و افراد پشت صحنه كسانی هستند كه فتنه را برنامه‌ریزی می‌كنند و به افرادی كه در روی صحنه آمدند و با بلوك سیمانی به بسیجیان ضربه وارد كردند و آنها را كشتند، راه را نشان می‌دهند.

رییس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه كشور ابراز امیدواری كرد كه اسناد فتنه 88 منتشر شود و افرادی كه در پشت صحنه این فتنه بودند به روی صحنه بیایند.

تقوی با بیان اینكه فتنه حركتی در مقابله با نظام اسلامی است، گفت: آنهایی كه فتنه را به اختلاف بین دو كاندیدای ریاست جمهوری تعریف می‌كنند، یا ناآگاهند یا می‌خواهند مسیر تاریخ و تحلیل تاریخ را تغییر دهند و در ذهنیت ما اثر بگذارند.

وی با اشاره به اینكه فتنه سال 88 اختلاف بین دو جریان و دو نگاه فكری بود، گفت: یك نگاه، نگاه متدینین به ارزش‌های انقلابی و نگاه دیگر نگاه مقابله با این موج بود.

رییس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه كشور یادآور شد: فتنه یك امر داخلی است و حركتی است كه از درون جامعه انقلابی شكل می‌گیرد و با انقلاب و ارزش‌های انقلاب درگیر می‌شود. بنابراین ما باید روشنگری كنیم و به طور مدام به این موضوع بپردازیم كه هر صحنه‌ای كه مردم در آن حضور دارند ممكن است دشمن برای آن صحنه طرحی داشته باشد و بخواهد آن را خنثی كند.

وی افزود: در صحنه‌های سیاسی و صحنه‌هایی كه جنبه ملی دارند، دشمن حساسیت بیشتری بر روی آن دارد و سعی می‌كند از راه‌های مختلف آن حركت را باز دارد یا اثرات آن حركت را كم‌رنگ كند.

تقوی هشدار داد: برای انتخابات سال آینده بسیاری از بسترها از هم‌اكنون آماده شده است بنابراین مردم باید هوشیار باشند چرا كه بسترسازی فتنه موضوع مهمی است كه باید به آن توجه كرد.

وی ادامه داد: هر فتنه‌ای در بستر مناسب از پیش ساخته شده پرداخته می‌شود و بعد به صورت جریان اجتماعی خودنمایی می‌كند لذا مردم ما از هم‌اكنون باید برای انتخابات سال آینده آگاه باشند.

رییس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه كشور با بیان اینكه در قرآن و روایات اصطلاح فتنه فراوان به كار برده شده است، گفت: فتنه دارای دو معنی آزمایش (محك) و آشوب و بلواست كه به فتنه‌های اجتماعی و رویدادهای ساختارشكن و آشوبگر اجتماعی معمولا فتنه گفته می‌شود. بنابراین فتنه یك پدیده و جریان اجتماعی است.

وی با اشاره به مشخصات فتنه گفت: فتنه محتوای شیطانی دارد و با انگیزه دشمن به وجود می‌آید و از طریق آشوب و به هم ریختن نظم موجود رخ می‌دهد و لباس حق به تن كرده و شبیه‌سازی می‌كند.

تقوی ادامه داد: هیچ فتنه‌گری عریان به میدان نمی‌آید و زیر شعارهای زیبا در فتنه، زهر كشنده‌ای وجود دارد. در واقع ماهیت بسیاری از فتنه‌ها پس از فتنه روشن می‌شود.

رییس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه كشور با بیان اینكه فتنه دارای مولفه‌هایی است كه آن را شكل می‌دهد، گفت: ارتباط، همسویی و همكاری محافل داخلی و خارجی و فعال شدن عناصر قدرت‌طلب در چارچوب خواسته‌های دشمن، هنجارشكنی و عبور از مرزهای قانونی، اردوكشی خیابانی و آتش زدن اماكن عمومی از جمله مولفه‌های فتنه است.

وی با اشاره به بسترهای شكل‌گیری فتنه، گفت: فتنه‌ها، بلواها و آشوب‌ها در ابتدا بستری را به وجود می‌آورند كه بعد فتنه در آن شكل می‌گیرد. بنابراین برای مقابله با بسترسازی فتنه باید فكر كنیم.

تقوی با یادآوری فتنه سامری در دوران حضرت موسی (ع)، گفت: در آن زمان حضرت موسی (ع) به كوه طور رفت و 30 روز در آنجا ماند. پس از 30 روز قرار بود باز گردد كه وحی آمد 10 روز دیگر بمان و در آن 10 روز اتفاقاتی رخ داد و هارون، برادر حضرت موسی(ع)، از طلا و نقره‌هایی كه بود استفاده كرد و گوساله سامری را درست كرد و همان فتنه شد و حضرت موسی (ع) پس از بازگشت دید كه همه گوساله‌پرست شدند بنابراین غیبت حضرت موسی (ع) در آن زمان زمینه فتنه را فراهم كرد.

رییس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه كشور با طرح این سوال كه چه كسانی غیر از فتنه‌گران كه در صحنه حضور دارند به فتنه كمك می‌كنند، اظهار كرد: آنها كسانی هستند كه اگرچه در فتنه نقش مستقیم ندارند ولی به دلایل مختلف خود را كنار می‌كشند و نه به حق و نه به باطل كمك نمی‌كنند. اینها غایبین (خواص بی‌بصیرت) هستند كه با سكوت‌شان به فتنه و فتنه‌گران كمك می‌كنند.

وی گفت: روشنگری، بصیرت‌افزایی و جدا كردن صف فتنه‌گران از فتنه‌زدگان و گول خوردگان در فتنه شیوه برخورد با فتنه‌گران است.

تقوی ادامه داد: كمك به فتنه‌گران باید ممنوع شود. باید مراقب بود مبادا امكانات نظام ما میراث‌دار فتنه‌گرانی باشد كه درصدد براندازی نظام‌اند. باید مراقب بود تا فتنه‌گران در برخی از دستگاه‌ها لانه نكنند. رسانه‌های متعدد باید موضوعات مربوط به این امر را بیان كنند تا مردم فتنه‌گران را با اسم و رسم بشناسند.

رییس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه كشور تصریح كرد: خوشبختانه امسال وزرا، رییس‌جمهور و مسئولان ما مواضع‌شان را به صورت شفاف در برابر فتنه مشخص كردند ولی باز ما باید مراقب باشیم تا فتنه‌گران چهره عوض نكنند. اگر مجلس ما اكنون بر روی برخی از چهره‌ها حساسیت دارد وظیفه شرعی و ملی‌اش بوده تا اجازه ندهد كسانی كه در فتنه ردپایی دارند در پست‌های كلیدی فعالیت كنند.

وی خطاب به مسئولین نظام، گفت: مسئولین مراقب باشند لباس، شعار و زبان‌شان تغییر نكند زیرا ما فتنه را براندازی نظام می‌دانیم بنابراین باید همیشه موضوع فتنه و فتنه‌گران را زنده نگه داریم تا فراموشش نكنیم.

رییس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه كشور یادآور شد: كسی كه در فتنه دست داشته و زندان رفته‌ و محكوم شده و آقایی كه مثل آفتاب روشن است كیست، نباید میراث شهدا را در اختیارش قرار دهیم.

تقوی یادآور شد: فتنه 88 مقدمه‌ای دارد و در 18 تیر 78 جریانی شروع شد كه فتنه 88 در آن زمان كلید خورد. البته فتنه 78 در آن زمان خفه شد و در طول این مدت تا سال 88 برنامه‌ریزی‌هایی صورت گرفت و چهره‌هایی به خارج و آمریكا رفتند و با بعضی از چهره‌های آمریكایی ملاقات كردند و فتنه 88 را به وجود آوردند.

رییس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه كشور با بیان اینكه مدیریت مقام معظم رهبری در فتنه 88 بی‌نظیر بود، گفت: در فروردین 88 مقام معظم رهبری در سخنرانی حرم رضوی فرمودند كه مبادا نامزدها در اثنای فعالیت‌های انتخاباتی خود حرفی بزنند كه دشمن را به طمع بیندازد. البته دو سه ماه قبل، مقام معظم رهبری هشدار داده بودند مراقب باشید زیرا دشمن می‌خواهد فتنه كند.

وی ادامه داد: یكی از سیاست‌های مقام معظم رهبری در مهار فتنه، تاكید ایشان بر قانونگرایی بود و در فتنه 88 خطاب به نامزدها فرمودند كه قانون فصل‌الخطاب است.

رییس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه كشور یادآور شد: قبل از اعلام نتایج انتخابات 88 از سوی شورای نگهبان، یكی از كاندیداها جشن پیروزی را اعلام كرد و مشاركت 85 درصدی مردم (حدود 40 میلیون نفر) را زیر سوال برد و مسئولان نظام را شعبده‌بازانی اعلام كردند و در همان روزها بود كه نخستین اغتشاشات در تهران آغاز شد. پس از آن مقام معظم رهبری با مسئولان ستادهای نامزدهای انتخاباتی ملاقات كردند و از آنها خواستند كه اعتراضات خود را از مجاری قانونی پیگیری كنند.

تقوی با اشاره به اینكه فتنه 88 خسارات زیادی را به مردم وارد كرد، گفت: اولین خسارت آن فتنه این بود كه حضور 40 میلیونی مردم در انتخابات را زیر سوال برد. بی‌احترامی به امام (ره)، پاره كردن عكس امام (ره)، شعار نه غزه نه لبنان و شعار مرگ بر روسیه و نیز شعار استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی به جای شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی از جمله پیامدهای فتنه 88 بود.

رییس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه كشور با یادآوری اینكه در ماه مبارك رمضان دسته‌ای از فتنه‌گران روزه‌خواری كردند كه در دوران طاغوت این بی‌احترامی اتفاق نیفتاده بود، گفت: در آن زمان بیش از 30 انسان كشته و حدود 200 مغازه مورد هجمه قرار گرفت و نیز مساجد را سوزاندند و چادر را از سر زنان محجبه كشیدند.

وی در پایان با اشاره به 9 دی ماه، گفت: مردم در 9 دی همان سال با حماسه‌ای كه آفریدند پاسخ فتنه‌گران را دادند و ظرف یك ساعت فتنه‌گران محو شدند. این ملت شعارهای عاشورایی سر دادند. همچنین در 9 دی مردم بار دیگر نظام اسلامی و اصل ولایت فقیه را با حمایت‌هایشان امضا كردند.





نوشته شده در تاریخ 93/10/12 توسط علی

اقدام ضد شیعی الازهر یکی از قاریان مصری به دلیل تلاوت اذان شیعه در عراق، از قرائت قرآن در الازهر منع و متهم به دریافت رشوه شد. فرج الله الشاذلی، قاری قرآن مصری که چندی پیش به عراق سفر کرده و اذان را به سبک شیعیان تلاوت کرده بود از قرائت قرآن در الازهر منع شد. شیخ عباس شومان، معاون شیخ الازهر مصر اعلام کرد الشاذلی به دلیل پخش ویدیویی منتسب به وی که در آن عمامه بر سر گذاشته، قرآن را به سبک شیعیان خوانده و برای ظهور مهدی(علیه السلام) منتظر دعا کرده است دیگر حق تلاوت قرآن در الازهر را ندارد. وی گفت: الازهر شریف از وابستگی فردی مانند الشاذلی به این مرکز به خود نمی بالد و از وزیر اوقاف می خواهم حضور این فرد را در همه مساجد وابسته به اوقاف ممنوع سازد. وی، فرج الله شاذلی را به دریافت پول از شیعیان متهم کرد و خطاب به این قاری اظهار داشت: چند دینار ارزشی ندارد که دین و علم خود را در روزهای آخر عمرت بفروشی. اگر همه دنیا متحد شود نمی تواند سنی بودن مصری ها را تحت تاثیر قرار دهد. شیخ عباس شومان خواستار تحقیق دادگاه درباره این مساله شد و افزود: تسنن مورد نظر الازهر شریف در خون ملت مصر جاری است و هیچ چیز نمی تواند اعتقادات آنان را تحت تاثیر قرار دهد. این در حالی است که شیخ الازهر مصر همواره این مرکز را نماد اعتدال اسلامی خوانده است.



نوشته شده در تاریخ 93/02/24 توسط علی

علاّمه بزرگوار امین الاسلام، ابوعلی فضل بن حسن طَبرسی از جمله اندیشمندان نادری است که هر چند در دانشهای رایج عصر خویش خبره بود، منزلت او در تفسیر، تمام ابعاد و جوانب علمی‌اش را تحت شعاع قرار داد. او به سال 468 (یا 469 ق.) دیده به جهان گشود و حسن بن فضل طبرسی پدر آن عزیز، او را «فضل» نامید. فضل بن حسن دوران کودکی و تحصیل خود را در جوار بارگاه ملکوتی امام هشتم ـ علیه السّلام ـ گذراند و پس از چند سال حضور در مکتب و فراگیری خواندن و نوشتن و یادگیری قرائت قرآن، خود را به منظور تحصیل علوم اسلامی و شرکت در جلسه درس بزرگان دین آماده ساخت. او در فراگیری علومی چون ادبیات عرب، قرائت، تفسیر، حدیث، فقه، اصول و کلام فوق‌العاده تلاش کرد، بدان حد که در هر یک از آن رشته‌ها صاحب نظر گردید. با وجودی که در مدارس آن عصر، علومی چون حساب، جبر و مقابله رایج نبود و کسی برای فراگیری آن رغبت نمی‌ورزید، او به سوی آن علوم شتافت و از صاحبنظران آن فن به شمار می‌آمد. اساتیدِ امین الدین طبرسی که نقش مهمی در بارور کردن شخصیت علمی و معنوی او داشتند از این قرارند: ابوعلی طوسی (فرزند شیخ طوسی)، جعفر بن محمد دوریستی، عبدالجبار مقری نیشابوری، امام موفق الدین حسین واعظ بکرآبادی جرجانی، سید محمد قصبی جرجانی، عبدالله قشیری، ابوالحسن عبیدالله محمد بیهقی، سید مهدی حسینی قاینی، شمس الاسلام حسن بن بابویه قمی رازی، موفق عارف نوقانی و تاج القراء کرمانی. هجرتی پربار امین الاسلام طبرسی حدود 54 سال در مشهد مقدس سکونت داشت و سپس بنابر دعوت بزرگان سبزوار، و با توجه به امکانات بسیاری که در آن شهر موجود بود و زمینه تدریس، تألیف و ترویج دین را برای او فراهم می‌ساخت، در سال 523 ق. راهی آن دیار گردید. سادات آل زباره ـ که طبرسی با آنان نسبت فامیلی داشت ـ میزبان او بودند و از کمک و همکاری با آن عالم وارسته دریغ ننمودند. نخستین اقدام شیخ، پذیرش مسؤولیت «مدرسه دروازه عراق» بودکه با سرپرستی و راهنمایی او، مدرسه به حوزه علمیه وسیع و با اهمیتی مبدّل گشت غنای فرهنگی و علمی این مکان، سبب جذب محصلان بسیاری از دور افتاده‌ترین نقاط ایران گردید و طلبه‌های جوان به عشق رسیدن به کمال و خدمت به مکتب در آن مدرسه مشغول تحصیل شدند و علوم مختلفی چون فقه و تفسیر را از محضر طبرسی فرا گرفتند. شاگردان دانشمند و بلند آوازه ذیل ثمره تلاش علمی شیخ است: رضی الدین حسن طبرسی (فرزند طبرسی)، قطب الدین راوندی، محمد بن علی بن شهر آشوب، ضیاء الدین فضل الله حسنی راوندی، شیخ منتجب الدین قمی، شاذان بن جبرئیل قمی، عبدالله بن جعفر دوریستی، سید شرف شاه حسینی افطسی نیشابوری و برهان الدین قزوینی همدانی. آثار سبز مصنفات و آثار متعددی از امین الاسلام طبرسی به یادگار مانده است که جملگی از فضل و دانش آن عالم کوشا و اندیشمند توانا حکایت می‌کند. گنجینه آثار او بدین شرح است: الآداب الدینیه للخزانه المعینیه، اسرار الامامه، اعلام الوری باعلام الهدی، تاج الموالید، جوامع الجامع، الجواهر (جواهر الجمل)، حقائق الامور، عده السفر و عمده الحضر، العمده فی اصول الدین و الفرائض النوافل، غنیه العابد و منیه الزاهد، الفائق، الکافی الشافی، کنوز النجاح، مجمع البیان، مشکوه الانوار فی الاخبار، معارج السؤال، المؤتلف من المختلف بین ائمه السلف، نثراللآلی، النور المبین و روایت صحیفه الرضا ـ علیه السّلام پیشوای مفسران اندیشه خدمت به قرآن از اوان جوانی در ذهن علاّمه جای داشت. زندگی‌اش آمیخته با آن کتاب الهی بود احیای معارف آن معجزه بی‌بدیل و یگانه و نوشتن تفسیر از آرزوهای اصلی او به شمار می‌رفت. خالق هستی، آن بر آورنده آرزوها، توفیق عرضه آثار جاودان و میراث ماندگار را به او ارزانی داشت و در حالی که سن علاّمه از شصت تجاوز کرده و موهای سرش به سپیدی گراییده بود سه کتاب تفسیر قرآن را به سبک‌های مختلف به رشته تحریر درآورد. او چنان ابتکاری را در تفسیر قرآن به کار بست که تا قرن حاضر، مفسّران دیگر بر آستان تفسیر او اعتکاف کرده، از خرمن بی‌‌پایانش ـ که الهام گرفته از مکتب اهل بیت عصمت و طهارت ـ علیهم السّلام ـ بود ـ استفاده کردند. زمانی سکته‌ای بر علامه عارض می‌شود و خاندانش به این گمان که او به رحمت ایزدی پیوسته است وی را به خاک می‌سپارند. او پس از مدتی به هوش آمده، خود را درون قبر می‌بیند و هیچ راهی را برای خارج شدن و رهایی از آن نمی‌یابد. در آن حال نذر می‌کند که اگر خداوند او را از درون قبر نجات دهد کتابی را در تفسیر قرآن بنویسد. در همان شب قبرش به دست فردی کفن دزد نبش می‌شود و آن گورکن پس از شکافتن قبر شروع به باز کردن کفنهای او می‌کند. در آن هنگام علامه دست او را می‌گیرد! کفن دزد از ترس، تمام بدنش به لرزه می‌افتد، علامه با او سخن می‌گوید، لیکن ترس و وحشت آن مرد بیشتر می‌شود. علاوه طبرسی به منظور آرام ساختن او، ماجرای خود را شرح می‌دهد و پس از آن می‌ایستد. کفن دزد نیز آرام شده، با درخواست علامه که قادر به حرکت نبود، او را بر پشت خود می‌نهد و به منزلش می‌رساند. طبرسی نیز به پاس زحمات آن گورکن، کفنهای خود را به همراه مقدار بسیاری پول به او هدیه می‌کند. آن مرد نیز با مشاهده این صحنه‌ها و با یاری و کمک علامه توبه کرده، از کردار گذشته‌اش از درگاه خداوند طلب آمرزش می‌کند. طبرسی نیز پس از آن به نذر خود وفا کرده، کتاب مجمع البیان را می‌نویسد. شیخ طبرسی تفسیرخود را در مدت هفت سال و با اقتباس از تفسیر«التبیان» اثر شیخ طوسی، تدوین کرد و هر یک از فنون مختلف قرآنی را به صورت جدا از هم و در قالبی منظم و مرتب بیان نمود. این نظم خاص سبب گردید که دانشمندان شیعه و سنّی، آن تفسیر را بر بسیاری از تفاسیر دیگر برتری داده، آن را مورد ستایش قرار دهند. مجمع البیان در ده جلد تدوین و در پنج مجلد چاپ شده است. این کتاب با مقدمه‌ای مفید آغاز شده و موضوعاتی در هفت فن به قرار ذیل در آن مطرح شده است: تعداد آیات قرآن و ثمره آشنایی با آن، ذکر اسامی قرّاء مشهور قرآن و نظرات آنان، تعریف تفسیر، تأویل و معنی، نامهای قرآن و معانی آن، یادی از علوم قرآن و مسائل مربوط به آن و کتابهایی که در مورد آن تألیف شده است، احادیث مشهور پیرامون فضیلت قرآن و اهل آن و بیان آنچه که برای قاری قرآن نیکوست (چون زیبا خواندن الفاظ قرآن). او در پایه‌ای از موارد به دنبال معنی آیات و به منظور توضیح بیشتر، به مطلبی اشاره و آن موضوع را با عنوان «فصل» مشخص می‌کند. عناوینی چون تقوا، خصوصیت هدایت و هدی، توبه و شرایط آن، اخلاص، نام محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ و بالاخره چکیده‌ای از پندها و حکمتهای لقمان حکیم نمونه‌هایی از این فصلها می‌باشد. همچنین احادیث و روایات بسیاری در این تفسیر وجود دارد که تعداد آن بیش از هزار و سیصد حدیث است. بر قله فقاهت علم فقه که فن استخراج و استنباط احکام از مدارک آن چون کتاب، سنت، اجماع و عقل می‌باشد از جمله دانشهای دقیقی است که شیخ در آن صاحبنظر بود. علمای بزرگ و شرح حال نگاران، از وی به عنوان مجتهد و فقیهی بزرگوار یاد کرده‌اند. طبرسی با عنایت به وجود بیش از پانصد آیه قرآن که بر احکام عبادات و معاملات اشارت دارد به طرح موضوعات فقهی در دو تفسیر کبیر و وسیط خود پرداخته است. او نخست اقوالِ فِرَق مختلف اسلامی رابیان کرده، پس از شرح دیدگاه شیعه، نظر خود را به گونه فتوا اظهار می‌کند. بسیاری از فقهای بزرگ شیعه نظرات او را مورد اشاره قرار داده‌اند که می‌توان به برخی از عناوین دیدگاههای فقهی او اشاره کرد: کبیره بودن تمام گناهان، معنای شرعی تیمم، مستحب بودن استعاذه در نماز و غیرآن، ارکان و واجبات حج و عمره، حکم صورتی که بین دو بینه در موردی تعارض واقع می‌شود، خمس، قبض در رهن، دین مفلس، حکم دیون در صورت فوت بدهکار،شفعه،حکم ربا، جزیه نگرفتن از صابئین، حکم وقف بر کافر،جواز وصیت بر شخص ذمی، صید و ذباحه، رضاع،خلع و مبارات، مراد از خوف شقاق. وفات امام مفسران، امین الاسلام طبرسی پس از هفتاد و نه (یا هشتاد) سال زندگی با برکت و سراسر خدمت به اسلام و مردم، شبانگاه روز نهم ذیحجه سال 548 ق. در شب عید قربان در شهر سبزوار به دیار حق شتافت و جهان اسلام را در عزایش سیه پوش ساخته، در سوگ نشاند. برخی از نویسندگان اسلامی شیخ طبرسی را به عنوان «شهید» یاد کرده‌اند. وسیله سم به شهادت رسیده است. در مقابل، گروهی نیز با توجه به همزمان بودن رحلت شیخ با فتنه طائفه وغُز،به شهادت ایشان به دست این گروه شورشی اشاره کرده‌اند. پیکر پاک علامه از سبزوار به مشهد مقدس انتقال یافت و در نزدیکی حرم مطهر امام رضا ـ علیه السّلام ـ در محلی به نام قبرستان قتلگاه به خاک سپرده شد. آرامگاه او که در ابتدای خیابان طبرسی واقع شده، از آغاز، محل زیارت مؤمنان بوده است و در سال 1370 به موجب طرح توسعه اطراف حرم، به داخل باغ رضوان انتقال داده شد (ابتدای ضلع غربی خیابان طبرسی قرار دارد).



نوشته شده در تاریخ 93/02/24 توسط علی

ادبیات ایران

Sunday 17th of February 2013 20:34:05 ________ ۱۳۹۱-بهمن-۲۹

آرام کردن دل ها با حافظ/در باره اولین فال از دیوان حافظ!

 


سال هاست بسیاری از ایرانیان با اشعار حافظ فال می گیرند یا به اصطلاح، به آن «تفأل» می زنند. ایرانی ها به حافظ «لسان الغیب» می گویند که نشان می دهد از دیوان او انتظار دارند اسراری را برای آنها روشن کند...

 

 

در برخی از کتاب های تاریخ ادبیات آمده است اولین فالی که از دیوان غزلیات حافظ زده شد، چند ساعت پس از مرگ او بود. گویا پس از درگذشت حافظ، عده ای او را تکفیر می کنند و می گویند اصلا مسلمان نبوده و اجازه نمی دهند در گورستان مصلی شیراز دفن شود. دوستداران حافظ، برای اینکه مشکل را حل کنند از دیوان خود او کمک می گیرند. آنها همه غزل های حافظ را روی برگه هایی می نویسند و در سبدی می ریزند و از کودکی می خواهند یکی از آنها را از سبد درآورد. در کمال تعجب، غزلی می آید که پاسخ منتقدان را می دهد و این اتفاق بسیار شگفت انگیز است:

 

 


کنون که می دمد از بوستان نسیم بهشت/


من و شراب فرح بخش و یار حورسرشت

 

مکن به نامه سیاهی ملامت من مست/


که آگه است که تقدیر بر سرش چه نوشت؟

 

قدم دریغ مدار از جنازه حافظ/


که گرچه غرق گناهست، می رود به بهشت

 

 

 


ایرانیان معمولا در جشن ها، شادی ها، اعیاد و مناسبت های خاص یا برای نیت های به خصوص و گرفتاری های شخصی به دیوان خواجه حافظ شیرازی تفأل می زنند. این کار آداب خاصی هم دارد؛ دیوان را در دست چپ می گیرند، نیت می کنند و آن را با دست راست باز می کنند. اولین غزلی که از سمت راست صفحه می آید، البته از ابتدای غزل، فالی است که برای فرد می آید. اولین بیت غزل بعد نیز شاهد یا تایید کننده تفأل است. البته هر کس براساس احساس قلبی خودش با دیوان حافظ روبرو می شود و ممکن است از این روش استفاده نکند.

 


تفسیر غزل های حافظ هم به حالات روحی، روانی، احساسی، عاطفی و باورهای صاحب فال بستگی دارد و نمی توان حکمی کلی درباره آن صادر کرد. چون کلام حافظ چند وجهی است و فال حافظ هیچ رابطه ریاضی ندارد، بلکه سر و کارش با دل های مردم است. می توان فال حافظ را بیشتر نصیحتی از یک آدم بزرگ دانست تا فالی که جزو خرافات محسوب می شود. با این حال، حتی غزل های حافظ هم منشاء علمی ندارند و با راه حل های علمی جهان مدرن سازگار نیستند. با غزل های حافظ بیشتر می توان دل را آرام کرد یا به تفریحی ذهنی پرداخت. اگر فال حافظ بتواند نوعی تصویر ذهنی مثبت برای خواننده ایجاد کند و او را به مقولاتی مثل امید، آرزو، عشق، محبت، مروت و مدارا اشارت دهد، می تواند باعث روحیه دادن به فرد نیز بشود.

 

 


البته در این میان، برخی سودجویان نیز با درست کردن دیوان های مخصوص فال حافظ، دکانی برای خود باز کرده اند؛ دیوان هایی که در آنها به صورت نثر، شرح فال های حافظ نوشته شده است، شباهت زیادی با آنچه فالگیرها در فال قهوه یا دیگر فال ها می گویند دارد. گاهی برخی پاکت های فال حافظ نیز در مترو یا خیابان فروخته می شود که دو بیت یا یک غزل را می آورد و بعد، می گوید در آینده برای فرد چه اتفاقی می افتد. این نوع فال حافظ را می توان خرافاتی دانست که مانند دیگر انواع فال، مورد سوء استفاده قرار می گیرد.

گردآوری و تنظیم:گروه فرهنگ و هنر پرشین پرشیا

www.persianpersia.com/artandculture

 

salamatiran.com :منبع





نوشته شده در تاریخ 92/12/01 توسط علی

دهه فجر انقلاب اسلامی 4





نوشته شده در تاریخ 92/11/16 توسط علی

 

 
 
کد مطلب: 16384 مرکز اسناد انقلاب
 

محمدرضا پهلوی هنگام بازدید از یك دستگاه اتومبیل جدید اهدایی یكی از كشورهای خارجی به رضا پهلوی(ولیعهد)/ شاه كاری نكن كه مثل پدرت كه...

 

 

 

 

 

محمدرضا پهلوی هنگام بازدید از یك دستگاه اتومبیل جدید اهدایی یكی از كشورهای خارجی به رضا پهلوی(ولیعهد)

 

 





نوشته شده در تاریخ 92/11/15 توسط علی

خاطرات آیت‌‍ الله ری‌شهری از نحوه برخورد با باند مهدی هاشمی

 کد مطلب: 39576 مرکز اسناد

 


او را به یكی از اتاق‌های بازداشتگاه آوردند. پیش از آن كه با وی وارد گفتگو شوم، به حقیقت قرآن و ارواح طیبه معصومان، متوسل شدم. از خدا خواستم كه كلامم را نافذ و كارا سازد. اگر خداوند متعال یاری نمی‌كرد، كاری از من ساخته نبود. فضای روحانی بر محیط حاكم شد و با این پرسش ، سر گفتگو با مهدی هاشمی باز كردم: پرسیدم: تو از خدا نمی‌ترسی؟

 

مساله بركناری آیت الله منتظری كه در پی اقدامات انحرافی و جنایات مهدی هاشمی حادث شد یكی از مباحث مهم تاریخ انقلاب اسلامی است. مهدی هاشمی، برادر داماد مرحوم منتظری از جمله افرادی بود كه پیش از انقلاب به اتهام معاونت در قتل آیت‌الله شمس آبادی دستگیر و محكوم گردیده بود. وی پس از پیروزی انقلامی اسلامی نیز در سایه حمایت مرحوم منتظری به اقدامات جنایتكارانه خود ادامه داد و فجایع و جنایاتی را به بار آورد.


نحوه فعالیت و بازجویی‌های وزارت اطلاعات از مهدی هاشمی و نحوه برخورد آقای منتظری با این موضوع كه به بركناری او از قائم مقامی رهبر كبیر انقلاب انجامید در كتاب خاطرات آیت الله محمد ری‌شهری، وزیر اطلاعات وقت آمده است كه حاوی نكات قابل توجهی در این زمینه است.بخشی از خاطرات آیت الله ری‌شهری كه حاوی اسناد و مدارك تاریخی و تنها یك نمونه از جنایات باند مهدی هاشمی در این زمینه در ادامه ارائه می‌شود.

  
دیداری تلخ با آقای منتظری

چند روز پس از بازداشت مسئول خانه تیمی (آقای احمد عرب زاده)، از دفتر آقای منتظری اطلاع دادند كه ایشان می‌خواهد مرا ببیند. هدف از این دیدار مشخص بود. در پاسخ گفتم كه به ایشان بگویید: «ان شاءالله پس از چند روز دیگر كه بازجویی‌های عرب‌زاده، كمی پیشرفت كرد، جهت توضیح روشن‌تر مسائل، خدمت‌تان خواهم رسید».


قبل از پایان هفته، به مسئول دفتر خود گفتم كه مقدمات ملاقات با آقای منتظری را فراهم سازد.
وی پس از تماس با دفتر آقای منتظری گفت كه می‌گویند: «آقا فرموده‌اند كه با همان شرط، حاضرم ایشان را بپذیرم»!


این جمله، گنگ و نامفهوم بود؛ چون كسی شرطی را برای ملاقات با آقای منتظری، با من مطرح نكرده بود و در ضمن ـ اگر گفته دفترش صحیح باشد ـ آقای منتظری خواسته بود مرا ببیند.

 

 

پس از تحقیق، معلوم شد كه آقای منتظری، توسط آقای قاضی خرم‌آبادی پیغامی برای من فرستاده كه به من نرسیده و مضمون آن پیام، این بود كه «آقای منتظری در صورتی حاضر است با من ملاقات كند، كه همراه با متهم دستگیر شده مرتبط با خانه متعلق به نهضت‌ها (خانه تیمی مربوط به مهدی هاشمی) باشم»!

پس از اطلاع از این موضوع، به آقای قاضی خرم‌آبادی گفتم: «من همراه متهم، نزد آقای منتظری نخواهم رفت و اگر ایشان مایل است در مورد مسائلی كه پیش آمده كسب اطلاع كند، آماده‌ام خدمت ایشان برسم».

پس از اندكی معطلی، بالاخره رضایت دادند كه وزیر اطلاعات، بدون اینكه متهم، همراه او باشد، برای ادای توضیح، خدمت قائم مقام رهبری برود!


روز جمعه، همراه آقای فلاحیان، قائم مقام وقت وزارت اطلاعات، خدمت آقای منتظری رسیدیم. در این دیدار، ماجرای خانه تیمی مهدی هاشمی و موارد غیرقانونی موجود در آن را به تفصیل، برای ایشان توضیح دادم. انتظار این بود كه ایشان با شنیدن این خبر، كه گروهی با پول ایشان و با سوء استفاده از نامشان، پودرهای سرطانزا، مواد منفجره، تریاك و ... تهیه می‌كنند تا انقلاب اسلامی را صادر نمایند! اندكی تكان بخورد؛ از ما تشكر كند و لااقل به احترام امام (ره) كه دستور برخورد با این جریان را صادر كرده، سد راه تحقیقات در این زمینه نشود؛‌ اما بر خلاف انتظار ایشان نه تنها تشكر نكرد، بلكه ما را به شدت توبیخ كرد كه چرا بدون حضور صاحب‌خانه، خانه یاد شده را تخلیه كرده‌اید؟!‌ چرا ضعیف كشی می‌كنید؟! چرا خط بازی می‌كنید؟! و شگفت آورتر اینكه : برای صدور انقلاب، سلاح و مواد منفجره و جعلیات ضروری است و...



باری، گفتگو با آقا منتظری، ثمری نداشت و ایشان همچنان بر درستی راه مهدی هاشمی و خطا بودن اقدامات وزارت اطلاعات در تخلیه خانه تیمی و عدم پیگیری این ماجرا اصرار می‌ورزید. سرانجام، این دیدار با تلخی پایان یافت.


شایعه ارتباط دستگیری مهدی هاشمی با ماجرای مك فارلین

یكی از اقدامات طرفداران مهدی هاشمی، پس از دستگیری او، جَوسازی در جهت مرتبط جلوه دادن دستگیری مهدی هاشمی با ماجرای مك فارلین است و هادی هاشمی در این باره، متهم ردیف اول است. در اعلامیه‌ای ـ كه طبق تحقیقات ـ با حضور وی و با امضای «جمعی از فضلا و طلاب حوزه علمیه قم» تهیه و توزیع شد، آمده:

    «آیا قطع ملاقات‌ها در ارتباط با كوتاه آمدن و سازش برخی، در مقابل فشارهای بین‌المللی و ابرقدرت‌ غرب و شرق نمی‌باشد؟!»


در اعلامیه دیگری از طرف این افراد، با امضای «جمعی از اساتید حوزه علمیه قم» تهیه و توزیع گردید، آمده:

    «در پایان، با اذعان به اصالت حفظ نظام اسلامی، متذكر می‌شود متأسفانه اخبار متواتر، حتی حاكی از مفاسدی از قبیل ارتباط با دول ملحده در شرق و كشورهای معاند در غرب می‌باشد».


آقای محمود صلواتی، در نخستین اوراق بازجویی خود، می‌نویسد:

    «در سخنرانی خود برای طلبه‌های مدرسه رسول اكرم(ص) و امام باقر(ع) گفتم: یكی از به اصطلاح مسئولین بلندپایه آمریكایی آمده در ایران و به طور غیررسمی و با واسطه، می‌خواسته است صحبتی داشته باشد در رابطه با جنگ و صدام، و حدود یك هفته در ایران بوده و ـ آن جور كه شنیده‌ام ـ یكی از شرایط آنها، این بوده كه ما از ایران چشم پوشیده‌ایم؛ ولی در رابطه با سایر كشورها، ایران باید قول بدهد كه دست از ماجراجویی بین‌المللی بردارد. ما در مقابل این شرط، حاضریم صدام را برداریم. و گفتم این تحلیل از من است كه شاید دستگیری سید مهدی و افرادش در همین رابطه باشد؛ چون در خارج از كشور، سمبل ماجراجویی بین‌الملی، سید مهدی بوده است...».


برخی از رسانه‌های خارجی، مانند مجله الشراع هم به این شایعات دامن زدند. مهدی هاشمی در آخرین بازجویی‌های خود در تاریخ 5/7/1366 درباره ریشه این شایعات می‌گوید:

    «مسئله مك فارلین، وقتی كه مطرح شد ـ یعنی گزارشش را من با آقای هادی باهم خواندیم ـ و اینها در همین محورها بود، اولین جرقه‌ای كه به ذهن ما رسید، همان لحظه كه با آقای هادی با هم خواندیم، همین بود كه یعنی این تحلیلی كه بعداً اینها متأسفانه نوشتند و پخش كردند، این تحلیل را قبلاً خود من با آقای هادی نشسته بودیم [و] روی آن صحبت كرده بودیم كه مثلاً در اثر گرایشی كه اینها به غرب پیدا كرده‌اند مثلاً بعضی مقامات و دولتمردان، یك چنین توافق‌هایی صورت گرفته كه مثلاً «نهضت‌ها» را از این طرف، اینها بایكوت كنند و در اِزایش هم غرب، یك تعهدی به ایران بدهد كه در رابطه با جنگ و صدام و اینها، مسئله به یك صورتی حل بشود. این چیزی بود كه به ذهن ما رسید؛ منتها به مرحله ابراز نرسید كه رویش تصمیم‌گیری عملی و اقدام عملی بكنیم؛ چون مصادف بود با همان روزهایی كه من بازداشت شدم كه خب، دنباله قضیه را خود آقای هادی و دوستانی كه بیرون بودند ـ آن طوری كه من شنیدم ـ در طی یك اعلامیه صادر كردند و این تحلیل را به این صورت منعكس كردند...».



با این وصف، آقای منتظری در خاطرات خود می‌گوید:

    «البته افشای قضیه مك فارلین هم در مجله الشراع لبنان ـ كه به وسیله مهدی هاشمی انجام شد ـ در تشدید این قضایا نقش داشت. آقایان برای خرید اسلحه، روابط مخفیانه‌ای با آمریكایی‌ها برقرار كرده بودند و مك‌فارلین، مشاور رئیس جمهور آمریكا و همراهان او به طور مخفیانه به ایران آمده بودند و مذاكراتی صورت گرفته بود... ظاهراً سید مهدی توسط یكی از دوستانش به الشراع رسانده بود و آقایان با عَلَم كردن این مسائل می‌خواستند به طرف‌های آمریكایی خود بفهمانند كه ما، با طرفداران صدور انقلاب ـ به قول آمریكایی‌ها: تروریسم‌ ـ و با مخالفان این مذاكرات و افشاكنندگان آن برخورد كرده‌ایم».


افزون بر این، در جای دیگری ضمن اظهار مخالفت با شماری از اقدامات آقای امید نجف‌آبادی، در مورد قضاوت‌های وی در سِمَت قاضی دادگاه انقلاب، می‌گوید:

    «ولی بازداشت و اعدام او، برا این امور نبود و ظاهراً آقای امید هم قربانی قضیه مك فارلین شد».


ملاحظه می‌كنید، فقیهی كه سال‌ها در حوزه تدریس كرده و قرار بوده پس از امام سكاندار رهبری جمهوری اسلامی گردد، سال‌ها پس از كشف جنایات هولناك مهدی هاشمی و به رغم اعترافات صریح وی، در مورد چگونگی شایعه مرتبط بودن دستگیری او با ماجرای مك فارلین، برای اثبات نادرستی برخورد با مهدی هاشمی، چگونه آسمان را به ریسمان می‌بافد! مهدی هاشمی و یارانش را طرفداران صدور انقلاب معرفی می‌كند و هدف از برخورد با وی را سازش با آمریكا!


تو خود، حدیث مفصل بخوان از این مُجْمل! كه دیگر تحلیل‌های وی در كتاب خاطراتش نیز از چنین وزن و اعتباری برخوردار است.



غربت وزارت اطلاعات و دشواری راه

در فضای سیاسی آن روز، غربت وزارت اطلاعات، مشهود بود. برخی از مسئولان بلندپایه سیاسی نظام، به دلیل مصالح سیاسی، حركتی را كه با دستور امام آغاز شده بود، مصلحت نمی دانستند و از آینده آن بیمناك بودند؛ اما در برابر قاطعیت امام، راهی جز سكوت نداشتند. برخی از شخصیت‌های سیاسی صریحا می‌گفتند كه با این گونه برخورد، موافق نیستند؛ لیكن از نظر امام تبعیت می‌نمایند.


شنیدم یكی از مسئولان عالی رتبه قضایی گفته بود:


«‌این چه كاری است كه وزارت اطلاعات انجام می‌دهد؟ آقای منتظری رهبر آینده است. چرا وزارت اطلاعات با این برخوردها، او را زیر سئوال می‌برد؟ آقای ری‌شهری مرتب پیش امام می‌رود و امام بر اساس گفته‌های او، تصمیم می‌گیرد. اشتباه ما این بود كه نرفتم تا مسائل خود را با امام در میان بگذاریم.  ما زودتر در این رابطه اقدام می‌كردیم. این حركتی كه وزارت اطلاعات شروع كرده، معلوم نیست به كجا بینجامد...»


با اندكی تامل در مواضع مسئولان بلندپایه سیاسی و قضایی كه بدان اشاره شد، مشخص می گردد كه پیگیری اتهامات مهدی هاشمی تا چه اندازه دشوار بود.


تردیدی ندارم كه اگر به مصلحت اندیشی‌ها گوش فرا می دادم و مصلحت شخصی ظاهری خود را بر انجام تكالیف الهی ترجیح می‌دادم، امروز جمهوری اسلامی در كام جریان منحرف مهدی هاشمی فرورفته بود. در آن ایام، یكی از سران قوا به آقای هاشمی رفسنجانی فرموده بود:«‌در صورت موفق شدن این جریان، ما هر دو را برای یك چوبه دار، اعدام می‌كنیم.»


به هر حال همراهی با امام حقیقتا دشوار بود اما آنچه دشواری راه را مضاعف می‌كرد، پیشرفت بازجویی مهدی هاشمی بود.

 

 

 

گفت‌وگو با مهدی هاشمی

او را به یكی از اتاق‌های بازداشتگاه آوردند. پیش از آن كه با وی وارد گفتگو شوم، به حقیقت قرآن و ارواح طیبه معصومان، متوسل شدم. از خدا خواستم كه كلامم را نافذ و كارا سازد. اگر خداوند متعال یاری نمی‌كرد، كاری از من ساخته نبود. فضای روحانی بر محیط حاكم شد و با این پرسش ، سر گفتگو با مهدی هاشمی باز كردم:


پرسیدم: تو از خدا نمی‌ترسی؟

پاسخ داد: چرا.

گفتم:‌می‌ترسی؟

گفت: بله.

گفتم: خدا می‌داند كه تو چه كاره‌ای و چه كرده‌ای . خودت هم می‌دانی. چرا نمی‌گویی؟

پاسخ داد: گفته‌ام. بعضی جزئیات هست كه شاید نگفته باشم.

گفتم:‌همه این مسائل را گفته ای؟

گفت:‌نه

گفتم: خب، بگو؟

گفت:‌خیلی خوب، خواهم گفت.

آری خداوند متعال در همین كلمات ساده، اثری نهاد كه به اصطلاح، « متهم برید».


دستگیری همدست مهدی هاشمی و افشای جنایت هولناك

هاشمی توضیح داد كه چگونه به دستور او و به همراهی و همكاری فردی به نام محمدكاظم‌زاده، پس از تعقیب و مراقبت و زیر نظر گرفتن رفت و آمدهای حشمت و فرزندانش آنان را ربوده‌اند و به قتل رساندند.

ماموران وزارت اطلاعات، بر اساس دانسته‌های مشمئز كننده جدید، برای دستگیری كاظم زاده و نیز كشف جنازه‌های افراد مقتول به اصفهان رفتند ولی به سبب عدم كشف اجساد به تهران بازگشتند.محل دقیق دفن اجساد را، تنها كاظم‌زاده می‌دانست و او حاضر نبود در این مورد حرفی بزند.


كاظم زاده به تهران منتقل شد و بعد از تلاش‌های فراوان، صحبت‌های طولانی ماموران وزارتخانه و روبرو شدن او با مهدی هاشمی و در میان آمدن اعترافات و صحبت‌های دیگر، سرانجام كاظم‌زاده هم برید و به هم درستی و ربودن و قتل حشمت‌زاده و فرزندانش اعتراف كرد.او گفت جنازه‌ها را به قنات متروكه‌ای، در گوشه باغ خود انداخته و روی آن را با لودر، همواره كرده است.



جستجو برای یافتن اجساد آغاز شد و بعد از مدتی جنازه‌ها كه حاكی از كشته شدن صاحبانشان به گونه‌ای فیجع بودند از درون خاك بیرون كشیده شدند. گفتنی است كاظم‌زاده، وقتی وارد باغ خود- كه محل وقوع جنایت بود- شد و مشاهده كرد كه برای پیدا كردن پیكر مقتولان، قبل از حضور وی، چند درخت بریده شده است، بسیار نارحت و برآشفته شد. او كه با قساوت تمام، ریشه زندگی سه انسان را در همین محل قطع كرده و خم به ابرو نیاورده بود، به شدت به قطع چند درخت معترض بود.


ماجرای قتل حشمت‌ و فرزندانش از زبان مرادی


س. آقای مرادی! نحوه‌ی تصمیم گیری و اقدامات خودتان بعد از پیغام آقای هاشمی را توضیح دهید؟


ج: همانطور كه برادرم آقای هاشمی گفتند، در اوایل سال 64، پیغام به من رسید كه عباسقلی حشمت، قصد ترور آقای مهدی هاشمی را دارند و من هم موضوع را با برادرم، آقای كاظم‌زاده در میان گذاشتم و گفتم عباسقلی حشمت طرح ترور آقای هاشمی را دارند و ما وظیفه داریم او را ترور كنیم.» و برادرمان آقای كاظم‌زاده مامور رسیدگی شد كه رفت و آمد آنها را كنترل كند. یك روز گفت كه امروز عباسقلی حشمت به باغ خود رفته است و فلذا ما هم با ماشین شخصی خود كه یك پیكان قرمز است به باغ روبرو آنها رفتیم و مخفی شدیم و موقعی كه عباسقلی و دو پسرش با تویوتا می خواستند به منزلشان بروند، در بین راه یك جای خلوتی جلوی آنها پیچیدیم و با اسلحه كه در اختیار داشتیم( من كلت داشتم و برادر كاظم‌زاده، كلاشینكف) با تهدید آنها را سوار ماشین كردیم و چادری كه برای ماشین تهیه كرده بودیم روی سرشان كشیدم و نزدیك غروب رفتیم به باغ محمد كاظم‌زاده و در فاصله 20 الی 30 متری آنها را از هم جدا نشاندیم. با پارچه چشم‌های انها را بستیم تا اینكه مطمئن شدیم كسی ما را تعقیب نكرده و هوا هم تاریك شده. قطعه طنابی برادرمان، كاظم‌زاده تهیه كرده بود؛ آن را به گردن عباسقلی حشمت انداختیم و دو نفری آن را آنقدر كشیدیم تا خفه شد و بعد به سراغ همایون رفتیم و بعد سراغ سعید و بعد از اینكه كارمان تمام شد، اول همایون را به داخل قنات انداختیم و برگشتیم، سعید را به همان جا بردیم بعد، عباسقلی را به همان شكل پهلوی همان دو نفر انداختیم و به وسیله بیلی روی آنها خاك پوشاندیم و ساعت یازده شب به منزل برگشتیم.





نوشته شده در تاریخ 92/11/15 توسط علی

 

دانشگاه اسلامی بین المللی پاکستان اعلام کرد این دکترای افتخاری را به پاس خدمات پادشاه سعودی در سطح بین المللی و منطقه ای برای برقراری صلح و امنیت اعطا نموده است! این مدرک توسط رئیس جمهور اسلامی پاکستان "ممنون حسین" به مدیر دانشگاه محمد بن سعود و نائب رئیس دانشگاه اسلامی پاکستان " دکتر سلیمان بن عبدالله ابا الخیل" تحویل داده شد.


به گزارش، دانشگاه اسلامی بین المللی پاکستان در یک اقدام به پادشاه سعودی "ملک عبدالله "دکترای افتخاری در سیاست و روابط بین المللی اعطا کرد.

دانشگاه اسلامی بین المللی پاکستان اعلام کرد این دکترای افتخاری را به پاس خدمات پادشاه سعودی در سطح بین المللی و منطقه ای برای برقراری صلح و امنیت اعطا نموده است! این مدرک توسط رئیس جمهور اسلامی پاکستان "ممنون حسین" به مدیر دانشگاه محمد بن سعود و نائب رئیس دانشگاه اسلامی پاکستان " دکتر سلیمان بن عبدالله ابا الخیل" تحویل داده شد. اعطای این مدرک در خلال جشن نهمین دوره دانشجویان فارغ التحصیل این دانشگاه و با حضور وزیران و مسئولان و سفیر سعودی در پاکستان "عبدالعزيز بن إبراهيم الغدير"صورت گرفت.



ممنون حسین در اظهاراتی مطبوعاتی تلاش های ملک عبدالله در برقراری صلح و امنیت را ستود و گفت: شخصیت ملک عبدالله به فضل پختگی و تجربه سیاسی وی در چگونگی رفتار با مسائل منطقه ای و بین المللی ، همچون اسوه صلح و آرامش بین المللی است! نمونه آن مسئله حج  است، خدمات پادشاه سعودی به امت اسلامی نظیر ندارد! وی افزود من با افتخار این مدرک را به ملک عبدالله تقدیم می کنم و می گویم همه ملت پاکستان او را دوست دارند و برایش احترام قائلند.

از سوی دیگر مدیر دانشگاه محمد بن سعود و نائب رئیس دانشگاه اسلامی پاکستان " دکتر سلیمان بن عبدالله ابا الخیل" در اظهاراتی گفت: بدون شک ملک عبدالله مستحق این مدرک است ؛ وی تا کنون چندین مدرک و جایزه بین المللی دریافت نموده است و ما امروز و در این برهه حساس و مهم این هدیه را از کشوربرادرمان پاکستان دریافت کردیم.





نوشته شده در تاریخ 92/11/13 توسط علی

در تصویر منتشر شده از سوی ان بی‌سی، زائرین بیت لحم در قرن ۱۹ میلادی و همچنین تصویری بسیار قدیمی از بیت لحم دیده می‌شود. تاریخ دقیق عکس و نام عکاس نامشخص است. همچنین این عکس‌ها و سایر عکسهای بسیار قدیمی در موزه کلیسایی تحت تدابیر ویژه امنیتی و حفاظتی در بیت المقدس نگهداری می‌شود. در ایام منتهی به میلاد حضرت عیسی مسیح(علیه السلام) بسیاری از زائران و مسیحیان برای زیارت بیت لحم وارد این مکان مقدس می شدند بیت لحم در کرانه باختری رود اردن قرار گرفته و اکنون تحت حکومت دولت فلسطینی است.





نوشته شده در تاریخ 92/10/05 توسط علی

قفل کعبه بعد از سی سال با نمونه جدیدی از جنس طلا تعویض شد.

به گزارش «شیعه نیوز»، قفل خانه خدا بعد از سی سال با نمونه جدیدی از جنس طلا تعویض شد.قفل قدیمی به شدت فرسوده شده بود و از همین رو باز و بسته کردن آن مسئولان را دچار مشکل می کرد.تمام امور مربوط به کعبه اعم از شستشو،تعویض پرده و رفت و آمد به درون آن تحت فرمان مستقیم پادشاه عربستان انجام می شودشیخ عبدالقادر بن طه الشیبی نگهبان و در حال حاضر کلید دار کعبه است.کلید کعبه دو بار در سال استفاده می شود، بار اول در ماه محرم و بار بعد در نخستین روز شعبان برای شستشوی داخل خانه خدا به کار برده می شود.





نوشته شده در تاریخ 92/07/22 توسط علی



پرده در كعبه / قطعه اول:

قَدْ نَرَي تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاء فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا (بقره: ۱۴۴)

-بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ - وَسَارِعُواْ إِلَي مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ (آل عمران: ۱۳۳)

- اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ (نور: ۳۵)

قطعه دوم:
- آيه الكرسي (بقره: ۲۵۵)
- وسط آيه الكرسي بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ - لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِن شَاء اللَّهُ آمِنِينَ (فتح: ۲۷)

قطعه سوم:

- مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَي الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا (فتح: ۲۹) كه به صورت دايره اي نوشته شده و در بين آن آيه: قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَي أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ (زمر: ۵۳)

قطعه چهارم:

- لااله الا الله الملك الحق المبين محمد رسول الله صادق الوعد الامين

- سوره قريش

- دورتادور سوره حمد و بين آيات آن، ” الله ربّي” و "اللّه حسبي”

ضلع در كعبه /قطعه اول:

- بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ- وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِّلنَّاسِ وَأَمْنًا وَاتَّخِذُواْ مِن مَّقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّي (بقره: ۱۲۵)
قطعه دوم:

- وَعَهِدْنَا إِلَي إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَن طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ (بقره: ۱۲۵)
قطعه سوم:

- وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَإِسْمَاعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (بقره: ۱۲۷)

قطعه چهارم:

- رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِن ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَآ إِنَّكَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ (بقره: ۱۲۸)
- سوره توحيد
- الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ
- يا حيّ و يا قيّوم
- يا رحمن يا رحيم

ضلع حجر اسماعيل/قطعه اول:

- بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ - الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ فِي الْحَجِّ (بقره: ۱۹۷)

قطعه دوم:
- وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللّهُ وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَي وَاتَّقُونِ يَا أُوْلِي الأَلْبَابِ (بقره: ۱۹۷)

قطعه سوم:
- لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَبْتَغُواْ فَضْلًا مِّن رَّبِّكُمْ فَإِذَا أَفَضْتُم مِّنْ عَرَفَاتٍ فَاذْكُرُواْ اللّهَ عِندَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ (بقره: ۱۹۸)

قطعه چهارم:
- وَاذْكُرُوهُ كَمَا هَدَاكُمْ وَإِن كُنتُم مِّن قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّآلِّينَ ثُمَّ أَفِيضُواْ مِنْ حَيْثُ أَفَاضَ النَّاسُ وَاسْتَغْفِرُواْ اللّهَ (بقره: ۱۹۸ و۱۹۹)
- بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ - نَبِّئْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ (حجر: ۴۹)

- وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ (بقره: ۱۸۶)

ضلع مستجار /قطعه اول:

- وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِيمَ مَكَانَ الْبَيْتِ أَن لَّا تُشْرِكْ بِي شَيْئًا وَطَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْقَائِمِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ (حج: ۲۶)

قطعه دوم:
- وَأَذِّن فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَي كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ (حج: ۲۷)

قطعه سوم:
- لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَّعْلُومَاتٍ عَلَي مَا رَزَقَهُم مِّن بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ فَكُلُوا مِنْهَا (حج: ۲۸)

قطعه چهارم:
- وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِيرَ ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ صدق الله العظيم (حج: ۲۸و۲۹)
- بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ - وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ بِأَنَّ لَهُم مِّنَ اللَّهِ فَضْلًا كَبِيرًا (احزاب: ۴۷) (۲۴۴ سانتيمتر)

- قال الله تعالي و وَمَن يَعْمَلْ سُوءًا أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللّهَ يَجِدِ اللّهَ غَفُورًا رَّحِيمًا (نساء: ۱۱۰)

ضلع بين ركن يماني و حجرالاسود /قطعه اول:

- بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ - قُلْ صَدَقَ اللّهُ فَاتَّبِعُواْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ (آل عمران: ۹۵)

قطعه دوم:
- إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًي لِّلْعَالَمِينَ (آل عمران: ۹۶)

قطعه سوم:
- فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَّقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَن دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا (آل عمران: ۹۷)

قطعه چهارم:
- وَلِلّهِ عَلَي النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ الله غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ (آل عمران: ۹۷)

- بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ - ذَلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَي الْقُلُوبِ (حج: ۳۲)

- قال الله تعالي وَإِنِّي لَغَفَّارٌ لِّمَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا ثُمَّ اهْتَدَي (طه: ۸۲)




نوشته شده در تاریخ 92/07/22 توسط علی



دلیل بر ولادت و وجود حضرت مهدى‏(عجل الله تعالی فرجه) در حقیقت همان ادله نقلى متواتر و صحیح است که دلالت بر ولادت و وجود حضرت دارد، زیرا روایات صحیح السند در این باره شنیده شده و جماعت بسیارى نیز آن حضرت را مشاهده کرده‌اند.
یکی از شبهاتی که با هدف سست کردن اعتقادات شیعه از سوی برخی رسانه‌های فارسی زبان ماهواره‌ای به خصوص رسانه‌هایی که از طرف وهابیت راه اندازی شده است، مطرح می‌شود، اصل تولد حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) است.به همین جهت گفت‌وگوی مشروحی با «علی اصغر رضوانی» استاد مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم و نویسنده کتاب‌های مختلف درباره امام زمان مانند «علایم ظهور»، «هنگامه ظهور»، «حکومت حضرت مهدى‌ ‏علیه‌السلام در عصر ظهور»، «وظایف ما در عصر غیبت‏»، «بررسى دعاى ندبه» و «‏دکترین مهدویت تنها راه نجات بشر» انجام دادیم که بخش اول آن از نظر می‌گذرد.

قرآن به بسیارى از مسائل اشاره نکرده است و بیان آن را به پیامبر واگذار نموده استبه عنوان نخستین سؤال بفرمایید چرا در قرآن به مسئله ولادت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) صریحاً اشاره نشده است؟اولاً قرآن به بسیارى از مسائل عقیدتى و عملى اشاره نکرده است، بلکه بیان آن را به پیامبرش واگذار نموده است، گرچه اصول معارف و احکام در قرآن کریم موجود است. موضوع ولادت حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه) نیز از جمله همین معارف است که به وسیله پیامبر(صلی الله علیه واله) و اهلبیت علیه (عجل الله تعالی فرجه) تبیین شده است.

ثانیاً: از بعضی از آیات قرآن به طور وضوح ولى کلى استظهار مى‌شود که باید در هر زمانى انسان کامل و معصومى به نام حجت خدا موجود باشد. پس باید حجت خدا در این زمان متولد شده باشد.
بیش از چهل نفر از علمای اهل سنت به ولادت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) اعتراف کرده‌اند
آیا کسی از علمای اهل سنت به ولادت حضرت اعتراف کرده است؟بله، گروهى از علماى اهل سنّت به ولادت فرزندى براى امام حسن عسکرى ‏(علیه‌السلام) به نام مهدى‏  (عجل الله تعالی فرجه) اعتراف کرده‌اند که تعداد آنها بیش از چهل نفر است.بنده به چند نفر از آنها اشاره می‌کنم.

علامه شمس‏الدین قاضى ابن خلکان شافعى. (وفیات الاعیان جلد4 ص 176) ابن اثیر جزرى. (الکامل فى التاریخ جلد4 ص 454) محیى الدین عربى. (فتوحات مکیه باب316) شیخ سلیمان قندوزى حنفى. (ینابیع المودة جلد3 ص 306) ابن خلدون. (تاریخ ابن خلدون جلد3 ص 361) جلال الدین بلخى رومى. (به نقل از ینابیع المودة جلد3، ص 350) فخر رازى شافعى. (الشجرة المبارکة فى انساب الطالبیه ص 78و79) شیخ عبداللَّه بن محمّد شبراوى مصرى شافعى. (الاتحاف بحبّ الاشراف ص 179)برخى از علمای اهل سنت تصریح به زنده بودن حضرت و نیز موعود بودن او دارند.

آیا کسی از علمای اهل سنت هست که فرزند امام عسکری(عجل الله تعالی فرجه) را همان منجی منتظر بد‌اند؟
هر چند بعضی از علماى اهل سنت فقط به ولادت فرزندى به نام مهدى از امام حسن عسکرى ‏علیه‌السلام اشاره کرده‌اند و حیات او تا این زمان و منجى و موعود بودن او را به شیعه نسبت مى‌دهند، ولى عده‌ای از آنان تصریح به زنده بودن او تاکنون و نیز موعود و منجى بودن او دارند مثلاً محمّد بن یوسف گنجى شافعى مى‌گوید: ابو محمّد حسن عسکرى‏(علیه السلام) ازخود فرزندى به جاى‏ گذاشت که همان امام منتظر است. (کفایة‌الطالب، ص 312)

یا عبدالوهاب شعرانى حنفى مى‌‌گوید: در آخر الزمان امید به خروج مهدى است. او از اولاد امام حسن عسکرى‏ علیه‌السلام است. ولادت او نیمه شعبان سال 255 هجرى اتفاق افتاد. تا به حال زنده است تا با حضرت عیسى‏ علیه‌السلام اجتماع کند. عمرش تا این زمان 706 سال است. این چنین شیخ حسن عراقى به من خبر داد. (الیواقیت و الجواهر، ج 2، ص 127)همچنین نورالدین عبدالرحمن جامى حنفى؛ بعد از بیان تاریخ ولادت حضرت مهدى‏  (عجل الله تعالی فرجه) مى‌گوید: او کسى است که زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد. (شواهد النبوه، ص 404)

قاضى بهلول بهجت افندى مى‌‌گوید: ولادت امام دوازدهم در پانزدهم ماه شعبان سال 255 هجرى بود و اسم مادرش نرجس است. براى او دو غیبت است: یکى صغرا و دیگرى کبرا. هر گاه خداوند به او اذن دهد ظهور کرده، آن گاه زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد. (المحاکمة فى تاریخ آل محّمدصلى الله علیه وآله، ص 246)لطفاً در پاسخ به این شبهه که موضوع ولادت حضرت مورد اتفاق بزرگان شیعه نبوده است توضیح بفرمایید؟

این مسأله صحیح نیست چون علماء و عموم شیعه امامیه بعد از وفات امام حسن عسکرى‏ علیه‌السلام در طول قرن‏ها بر ولادت امام زمان‏ علیه‌السلام اتفاق داشته‌اند.اگر چه در ابتدا حیرت و شکى در ولادت و امامت آن حضرت در بین گروهى از شیعیان بود، ولى بعد از گذشت زمان نه چندان طولانى و به عنایت و تبلیغ بزرگان امامیه، همگى به راه مستقیم هدایت شده و به امامت امام عصر علیه‌السلام اعتقاد پیدا کردند، همان‌گونه که شیخ مفید در کتاب «الفصول المختاره» به آن اشاره کرده است.محدثین امامیه نهایت کوشش و احتیاط خود را در نقل احادیث در کتب خود داشته‌اند

آیا صحیح است که مبنای مؤلفان مصادر مهدویت در نقل حدیث قوی نبوده است؟
معروف نزد قدما چنین بوده که هر روایتى در مسائل تاریخى و از آن جمله موضوع مهدویت را بدون بررسى سند آن نقل مى‌کردند. ولى بعد از آن عصر، حرکت جدیدى پدید آمد و بین روایات تمییز داده شد، تا زمانى که حرکت اصولیین پدید آمد و اخبار را به دسته‌هاى مختلف از قبیل: صحیح، حسن، قوى و ضعیف تقسیم کردند، ولى این پیشرفت و حرکت شامل روایت‌هاى تاریخى که از آن جمله روایات مهدویت است، نشد.این ادعا درست نیست چون اولاً آنچه از قدماى محدثین امامیه مى‌دانیم این است که آنها نهایت سعى و کوشش و احتیاط خود را در جمع و نقل احادیث در کتب خود داشته‌اند، که از آن جمله کلینى رحمة الله علیه است.

کلینی نزد اهل فن حدیث، معروف به دقت نظر و احتیاط در نقل اخبار است. و نیز مى‌دانیم که بزرگانى امثال شیخ طوسى ‏رحمة الله علیه چه اهتمام وافرى به شناخت شیوخ روایى خود داشته‌اند.شخصى مثل شیخ صدوق‏ رحمة الله علیه عادتاً شیوخ خود را مى‌شناخته و نیز از حالات آنان از ایمان و عدالت آگاهى داشته است، و از کسى که او را نمى‌شناخته روایت نقل نمى‌کرده است.

ثانیاً ما اطمینان داریم که این بزرگان به صحت این گونه روایات که در باب امامت و مهدویت وارد شده اطمینان کامل داشته‌اند، و یا لااقل به جهت برخى قرائن معتبر که همراه آنها بوده و موجب جبران ضعف برخى از آنها مى‌شده، آنها را با اطمینان کامل نقل مى‌کردند. و گرنه جاى این سؤال باقى است که امثال شیخ صدوق و طوسى و دیگران چه اهدافى غیر از احتجاج و استدلال به آنها، داشته‌اند. مگر این نیست که شیخ صدوق کتابش را براى رفع حیرت در امر حضرت مهدى‏ علیه‌السلام نوشته است؟

ثالثاً تمام یا بیشتر اصول و منابع اصلى احادیث مهدویت که در سه قرن اوّل نوشته شده به دست شیخ صدوق، طوسى و نعمانى رسیده و خود به آن کتاب‏ها استناد داشته‌اند، و لذا به آن روایات استدلال مى‌نمودند.

رابعاً گرچه تقسیم حدیث به چهار قسم از اصطلاحات متأخرین است ولى قدماى محدثین از آن جمله شیخ طوسى روش خاصى در قبول خبر داشته‌اند.احتمالى نیز وجود دارد که بناى قدما بر تمسک به «اصالة الصدق و العدالة» باشد. یعنى اصل اولى بر صدق و عدالت راوى است مگر آنکه خلاف آن ثابت شود.مقصود از این اصل همان اصل عدم و یا استصحاب عدم فسق است. به همین جهت است که ما احتیاجى به اثبات عدالت خواه به معناى ملکه یا حسن ظاهر نداریم؛ زیرا احراز آن مستلزم تعطیل امور و تضییع بسیارى از مصالح است. کمتر کسى است که بتوان عدالت او را به اثبات رسانید. این مطلب مورد تأیید عقلا نیز هست.

براى اثبات اعتبار روایات نباید تنها اعتبار سندى را مطرح ساخت، بلکه باید به همه راه‌ها و اسباب اعتبار شخص توجه کرد و در نظر داشت که مبناى بسیارى از عالمان شیعه، بلکه اکثریت قریب به اتفاق آنان، حجیّت خبر موثوقٌ به است؛ یعنى خبرى که از طرق مختلف به آن اطمینان و وثوق حاصل شود.در مورد ولادت حضرت روایات قوی و صحیحی وجود دارد.

آیا روایات ولادت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) ضعیف است؟
خیر، چون احادیث مربوط به ولادت حضرت مهدى‏ علیه‌السلام به خاطر وجود برخى از سندهاى صحیح در بین آنها کافى است که سند روایات دیگر که از ضعیف هستند را تقویت کند، و این مسلکى است که مورد قبول محدثین شیعه و اهل سنّت واقع شده است.همچنین احادیثى که درباره مسائل مسلّم اعتقادى و کلامى است از آن جهت که نزد شیعه ثابت بوده و به تأیید قطعى عقل نیز رسیده است، راویان آن مورد جرح و تعدیل قرار نگرفته‌اند، و به طور کلى احتیاجى به آن نبوده است، که از آن جمله مى‌توان به احادیث مهدویت اشاره کرد.البته احادیث ولادت حضرت مهدى ‏ (عجل الله تعالی فرجه) که به دلالت مطابقى یا تضمنى یا التزامى دلالت بر ولادت حضرت دارد از حدّ لازم تواتر فراتر رفته است، لذا به جهت آنکه مفید یقین است احتیاج به بررسى سندى ندارد.خبر متواتر، نقل جماعت کثیرى است که اتفاقشان بر دروغ، محال است و مى‌‌دانیم که در خبر متواتر لازم نیست که هر یک از راویان حدیث از ثقات و عدول باشند، بلکه مى‌‌توان از راه تراکم احتمالات به یقین رسید.

شخص متتبّع بعد از ملاحظه وضع سیاسى عصر امام عسکرى‏ (علیه‌السلام) و قبل و بعد از آن پى مى‌برد که یکى از عوامل جهالت حال راویان احادیث ولادت حضرت مهدى‏علیه السلام همان فشارهاى سیاسى بوده که از طریق حاکمان ظلم و جور بر شیعیان وارد شده است، و لذا بسیارى از راویان، خود را با اسامى مستعار معرّفى مى‌کردند تا شناخته نشوند، خصوصاً با در نظر گرفتن اینکه برخى از راویان از مناطق دور به سامرا مى‌آمده و در مورد حضرت سؤال مى‌کردند و براى دیگران نقل مى‌نمودند.حدود 107 روایت از پیامبر(صلی الله علیه واله) در مورد ولادت حضرت نقل شده است.

در مورد ولادت حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه) از رسول خدا(صلی الله علیه واله) خبری رسیده است؟بله، از 107 حدیث، شهادت به ولادت آن حضرت از ناحیه رسول خدا صلى الله علیه وآله استفاده مى‏شود.مثلاً ابن عباس از رسول خدا صلى الله علیه وآله نقل کرده که فرمود: خداوند تبارک و تعالى توجّهى بر زمین کرد و مرا انتخاب نمود و من را نبى قرار داد سپس بار دوم توجهى کرد و على را از روى زمین انتخاب نمود و او را امام قرار داد و مرا امر نمود که او را برادر و ولىّ و وصىّ و خلیفه و وزیر خود قرار دهم، پس على از من و من از على‌ام، او شوهر دختر من و پدر دو نوه‌ام حسن و حسین است. آگاه باشید که خداوند تبارک و تعالى من و آنان را حجت‌هایى بر بندگانش قرار داده است. و از صلب حسین امامانى قرار داد که به امر من قیام کرده و وصیت مرا حفظ خواهند نمود. نهمین از آنها قائم اهل بیت من و مهدى امّت من است. شبیه‌ترین مردم به من در شمایل و اقوال و افعال است. بعد از غیبت طولانى و حیرت گمراه کننده ظهور مى‌کند.اهل بیت علیهم‌السلام با احتیاط تمام با نشر قضیه ولادت حضرت برخورد مى‌‏کردند.

چرا هیچ یک ازامامان هویت شخصی حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه) را بیان نکرده‌اند؟
چون همان گونه که از بسیارى روایات استفاده مى‌شود موقعیّت حضرت مهدى ‏علیه‌السلام از جهت سیاسى بسیار خطیر بوده است، زیرا حاکمان ظلم و جور از آنجا که مى‌دانستند او با ظلم و بى‏عدالتى در سطح گسترده مقابله مى‌کند و زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد، لذا از ابتدا درصدد مقابله شدید با او برآمده بودند.به همین جهت، اهل بیت عصمت و طهارت‏ علیهم‌السلام نیز با احتیاط تمام با نشر قضیه ولادت حضرت برخورد مى‏کردند، تا از طرفى زمینه سازى اعتقاد ولادت آن حضرت را بیان کرده باشند و از طرف دیگر کارى نکنند که جان آن حضرت در خطر افتد.البته هر یک از معصومین‏ علیهم‌السلام از حضرت رسول اکرم‏(ص) گرفته تا امام عسکرى‏(عجل الله تعالی فرجه) در صدد تشخیص هویّت حضرت مهدى‏ علیه‌السلام برآمده‌اند.

وضعیت دشوار سیاسی اقتضاء می‌کرد ولادت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) مخفی بماند
چرا ولادت حضرت در اختفای تام صورت پذیرفت؟امام حسن عسکری (عجل الله تعالی فرجه) معاصر با حکومت سه نفر از حاکمان بنى عباس؛ یعنى معتز، مهتدى و معتمد بوده است.معتمد عباسى تعصّب و کینه خاصى نسبت به اهل بیت‏ علیهم‌السلام داشت. از جمله کارهاى او این بود که بعد از شهادت امام عسکرى ‏علیه‌السلام دستور داد خانه حضرت را تفتیش کرده، تا از وجود فرزند حضرت آگاه شود، و این به جهت سعایتى بود که جعفر به دستگاه حاکم کرده بود.در این مورد جریانی نقل شده که نشان دهنده وضعیت سیاسی زمان حضرت است.

داوود بن اسود مى‌گوید: امام عسکرى ‏علیه‌السلام عصایى به من داد و فرمود: این را به عَمْرى برسان. در بین راه عصا شکست، ناگهان مشاهده کردم که در میان آن نامه‌اى است. خدمت امام که رسیدم جریان را بازگو کردم. حضرت فرمود: «... وإذا سمعت لنا شاتماً فامض لسبیلک الّتى أمرت بها وإیّاک أن تجاوب من یشتمنا أو تعرفه من أنت، فأنا ببلد سوء ومصر سوء وامض فى طریقک فإنّ أخبارک وأحوالک ترد إلینا فاعلم ذلک» یعنی هر گاه مشاهده کردى که کسى ما را دشنام مى‌دهد تو به دنبال مأموریتى که فرستاده شدى برو، و مبادا در صدد پاسخ او برآیى یا خودت را به او معرفى کنى، زیرا ما در بد شهرى قرار داریم، تو به راه خودت ادامه بده، زیرا اخبار و احوال تو به ما مى‌رسد، این را به خوبى بدان.

حتى مشاهده مى‌‌کنیم که امام به اصحاب خود دستور مى‏دهد تا هیچ کس به او سلام نکند و با دست به او اشاره ننماید زیرا در غیر این صورت جانش در امان نخواهد بود.امام حسن عسکری(عجل الله تعالی فرجه) پنهانی با شیعیان ملاقات می‌کردحضرت‏ علیه‌السلام براى ملاقات با شیعیان خود مکانى را معین مى‌‌کرد و مى‌‏فرمود: «صیروا إلى موضع کذا وکذا وإلى دار فلان بن فلان. العشاء والعتمة فى لیلة کذا، فإنّکم تجدونى هناک...» یعنی در فلان مکان و فلان خانه، شب هنگام مراجعه کنید که مرا در آنجا خواهید یافت.محمّد بن عبدالعزیز بلخى مى‌گوید: صبح هنگامى در خیابان گوسفند فروشان نشسته بودم که ناگهان مشاهده کردم امام عسکرى‏ علیه‌السلام از منزل خود خارج شده و به سوى خانه عمومى مى‌رود. در دلم گفتم: اگر فریاد زنم که این مرد، حجت خداست، بر شما باد که او را بشناسید مرا خواهند کشت؟ هنگامى که حضرت به من نزدیک شد با انگشت سبّابه خود بر دهان خود اشاره فرمود که ساکت باش! همان شب حضرت را ملاقات کردم، فرمود: «إنّه هو الکتمان أو القتل فاتّقِ اللَّه على نفسک» یعنی یا باید کتمان کنى و یا اینکه به قتل خواهى رسید. بر خودت از خدا بترس.

به همین جهت است که مرحوم مقدس اردبیلى مى‌فرماید: هرگاه حدیثى از «رجل» نقل شد، مقصود امام حسن عسکرى‏ علیه‌السلام است.این قضایا وضعیت بس دشوار سیاسى عصر امام عسکرى‏ علیه‌السلام و زمان ولادت امام زمان ‏علیه‌السلام را مى‌رساند. و به همین جهت است که ولادت آن حضرت در اختفاى تام صورت پذیرفت.در این بین امام عسکرى ‏علیه‌السلام دو وظیفه را دنبال مى‌کرده است: یکى اینکه حضرت در صدد اثبات ولادت و وجود فرزندش بوده است و دیگر اینکه طورى باید فرزندش را معرفى کند که جانش در خطر نیفتد.ادلّه نقلى قرآنى و حدیثى بر ولادت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) دلالت دارد

آیا ایمان به وجود حضرت یک فرضیه فلسفی و ظنی است؟
خیر، مسأله ایمان به وجود و ولادت حضرت مهدى ‏علیه‌السلام گرچه پشتوانه عقلى و فلسفى قطعى دارد، ولى ادلّه نقلى قرآنى و حدیثى نیز بر آن دلالت دارد.نه تنها روایات فراوانى در حدّ تواتر بر ولادت حضرت دلالت دارد، بلکه احادیث صحیح السند نیز این موضوع را تأیید مى‌نماید. و نیز ادله نقلى فراوانى در حدّ تواتر بر وجود حضرت دلالت دارد.اکثر جامعه شیعى بعد از امام حسن عسکری (عجل الله تعالی فرجه) معتقد به ولادت امام زمان‏(عجل الله تعالی فرجه) بودند.

گفته شده که که برخی از شیعیان بعد از امام حسن عسکری قائل به توقف شدند در این مورد اگر مطلبی هست بفرمایید؟این مطلب صحت ندارد چون از کتب تواریخ و ملل و نحل استفاده مى‌شود اکثر جامعه شیعى در آن زمان، معتقد به ولادت امام زمان‏ (عجل الله تعالی فرجه) بودند. گرچه بعد از وفات امام عسکرى علیه‌السلام شیعیان در ابتدا به چهارده فرقه متفرق شدند ولى بعد از مدتى کوتاه با ارشادات علما و اصحاب، همگى معتقد به ولادت و وجود امام خود شدند.

در مورد توقف شیعیان روایتى نقل شده که ادعا شده دلالت بر تحقق فترت و انقطاع امامت دارد، اما با دقت در آن، خلاف آنچه ادعا شده استفاده مى‌شود، زیرا در آن روایت از امام باقر علیه‌السلام نقل است که فرمود: «إذا غضب اللَّه تبارک و تعالى على خلقه نحّانا عن جوارهم» یعنی هر گاه خداوند تبارک و تعالى بر خلقش غضب کند ما را از جوارشان دور خواهد گرداند. این حدیث به خوبى دلالت بر وجود و غیبت امام زمان ‏علیه‌السلام دارد.اختلاف در هر امری دلیل بر بطلان آن امر نیست

گاهی اختلاف در امری سبب وهن در آن می‌شود آیا اختلاف در مورد ولادت حضرت سبب وهن آن نمی‌شود؟
مجرد اختلاف دلیل بر بطلان و وهن نمی‌شود ‌‌‌‌‌اگر مجرد اختلاف دلیل بر بطلان باشد، باید اختلاف در هر امرى از جمله اصل امامت و خلافت و نبوت را نیز دلیل بر بطلان آن دانست، در حالى که هیچ کس چنین ادعایى نکرده است. آیا پیامبر اکرم‏ صلى الله علیه وآله خبر نداده که امتش بعد از او به 73 فرقه متفرق خواهند شد؟دلیل بر ولادت و وجود حضرت مهدى‏ علیه‌السلام در حقیقت همان ادله نقلى متواتر و صحیح است که دلالت بر ولادت و وجود حضرت دارد، زیرا روایات صحیح السند در این باره شنیده شده و جماعت بسیارى نیز آن حضرت را مشاهده نمودند و شیعه نیز بر این امر تبانى و اتفاق داشتند.

قدماى از شیعه و متأخرین، مضافاً به این ادّله، بر ولادت و وجود حضرت به ادله عقلى و فلسفى به جهت تأیید این مسأله استدلال کرده‏اند، خصوصاً آنکه این ادله مى‌تواند قرینه‏اى قطعى براى روایات در این موضوع باشد. حال چه اشکالى در این نوع استدلال وجود دارد؟از حیث تاریخ نیز جامعه شیعى، امامت امام مهدى‏ (عجل الله تعالی فرجه) را پذیرفته‌اند. از طرفى دیگر مى‌دانیم که هر کس وظیفه دارد امام زمان خود را بشناسد و بیعت او را بر گردن داشته باشد. در نتیجه اعتقاد به ولادت و وجود امام زمان، حضرت مهدى‏ (عجل الله تعالی فرجه) ضرورى است، گرچه به جهت شرایط و موانعى در غیبت به سر مى‌برد.اختلاف برخى از شیعیان نیز هرگز نمى‌تواند به این تواتر ضررى برساند؛ زیرا اصل این اختلاف به جهت سرّى بودن ولادت امرى طبیعى است، خصوصاً آنکه تمام کسانى که در مسأله ولادت حضرت مخالف بودند به تعبیر شیخ مفید با ارشادات علما و اصحاب و نیز با بررسى دقیق موضوع و دیدن معجزات از طرف حضرت، ولادت او را پذیرفتند.




نوشته شده در تاریخ 92/06/10 توسط علی




:

به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از قدس آنلاین، مصطفی لعل شاطری: مسلماً پس از ظهور حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه) و برقراری حکومتی براساس عدل و داد، دولت ایشان دارای ویژگی های می گردد که این صفات به نحو بارزی در نام این دولت نهفته است چنانچه آیات، روایات و ادعیه، به وضوح به این اسامی اشاره نموده اند.

در باب نام دولت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) چندین نام وارد شده است که آن ها عبارتند از:

دولت کریمه
این دولت را از این رو کریمه نامند، چرا که بر پایه و محور کرامت می باشد چنان که آمده است: اَللهُم اِنا نَرغَبُ اِلیک فی دَولَةٍ کَریمةٍ تُعزُ بِها الاِسلامُ وَ اَهلَهُ وَ تُذِّلُ بِها النِفاق وَ اَهلَهُ؛ خداوندا؛ همانا ما راغب و مشتاق دولت کریمه ای هستیم که اسلام و اهلش عزت داشته باشند و بوسیله ی آن نفاق و اهل او خوار گردند. (مفاتیح الجنان؛ فرازهایی از دعای افتتاح)

دولت صالحان
دولت صالحان عبارت می باشد از دولتی که زمامداری آن افرادی صالح و برتر می باشند به نحوی که خداوند متعال می فرمایند: اَن الارضَ یَرِثُها عِبادَتی الصالِحُونَ؛ همانا؛ زمین را شایستگان و صالحان به ارث می برند. (انبیاء: آیه 105)

دولت مستضعفان
در این باره نیز خداوند در قرآن کریم می فرمایند: وَ نُریدَ أَن نَمُنَ عَلی الَذینَ استَضعِفوا فی الاَرضَ وَ نَجعَلَهُم أئمَة وَ نَجعَلَهُم الوارثین؛ و اراده کردیم که مستضعفین را امام و پیشوا قرار دهیم و آنان را وارث زمین گردانیم. (قصص: آیه 5)

دولت حق
بی شک دولتی که حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه) بنیاد نمایند بر حق خواهد بود، چنانچه در قرآن می خوانیم: لِلحَق دَولَة وَ لِلباطِل حَولَة؛ برای حق دولتی (دائمی و همیشگی) خواهد بود و باطل دارای جولانی بیش نیست.

آخرین دولت
بی تردید این جالب ترین نامی می باشد که بر دولت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) نهاده شده است، به نحوی که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می فرمایند: دَولَتنا اخِرَ الدُّوَل وَ لَم یَبقَ اَهلُ بَیتٍ لَهُم دَولةٌ اِلا مَلَکوا قَبلَنا وَ هُوَ قَولَ اللهِ عَزَوَجَلَّ وَ العاقِبَةُ لِلمُتَقین؛ دولت ما آخرین دولت هاست و برای همه ی خاندان ها دولتی باشد که قبل از ما به حکومت می رسند و خداوند متعال است که می فرماید عاقبت از آن پرهیزکاران می باشد، و همچنین از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است که فرموده اند: همه ی دسته جات قبل از ما به حکومت می رسند، زیرا وقتی روش و حکومت ما را دیدند نگویند ما هم اگر به حکومت رسیده بودیم مانند آن ها عمل می کردیم، و به تواتر ائمه اطهار (علیهم السلام) فرموده اند: برای هر گروهی دولتی است که منتظر آنند و دولت ما در آخر روزگار آشکار می گردد و آخرین دولت است.

منبع: الغیبة شیخ طوسی: 282؛ موعود امم: 224- 226




نوشته شده در تاریخ 92/06/09 توسط علی

 

 

از پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم پرسیده شد منظور از خیر البریة چه کسانی هستند و ایشان فرمودند : علی و شیعیان علی (علیه السلام) . هر چند مطمئنا با انتشار این خبر وهابیون با تحریف کتب خود اقدام به حذف این مطلب از سایت وزارت اوقاف و امورخیریه عربستان خواهند نمود .
 
 
به گزارش خبرنگار «شیعه نیوز» در عربستان، در سایت وزارت اوقاف و امورخیریه عربستان سعودی مطلبی وجود دارد که خود سندی بر حقانیت مذهب حقه تشیع میباشد .
 
در این سایت از تفسیر طبری در خصوص سوره مبارکه بینه آیه 7 که خداوند متعال می فرماید :
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ

این چنین آمده است :
يَقُول : مَنْ فَعَلَ ذَلِكَ مِنْ النَّاس فَهُمْ خَيْر الْبَرِيَّة . وَقَدْ : 29208 - حَدَّثَنَا اِبْن حُمَيْد , قَالَ : ثنا عِيسَى بْن فَرْقَد , عَنْ أَبِي الْجَارُود , عَنْ مُحَمَّد بْن عَلِيّ { أُولَئِكَ هُمْ خَيْر الْبَرِيَّة } فَقَالَ النَّبِيّ صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : " أَنْتَ يَا عَلِيّ وَشِيعَتك "
 
 
یعنی از پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم پرسیده شد منظور از خیر البریة چه کسانی هستند و ایشان فرمودند : علی و شیعیان علی (علیه السلام) .
 
هر چند مطمئنا با انتشار این خبر وهابیون با تحریف کتب خود اقدام به حذف این مطلب از سایت وزارت اوقاف و امورخیریه عربستان خواهند نمود . ولیکن بدانند که حقیقت را نمیتوان کتمان نمود .

 

از پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم پرسیده شد منظور از خیر البریة چه کسانی هستند و ایشان فرمودند : علی و شیعیان علی (علیه السلام) . هر چند مطمئنا با انتشار این خبر وهابیون با تحریف کتب خود اقدام به حذف این مطلب از سایت وزارت اوقاف و امورخیریه عربستان خواهند نمود .
SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز :
 
به گزارش خبرنگار «شیعه نیوز» در عربستان، در سایت وزارت اوقاف و امورخیریه عربستان سعودی مطلبی وجود دارد که خود سندی بر حقانیت مذهب حقه تشیع میباشد .
 
در این سایت از تفسیر طبری در خصوص سوره مبارکه بینه آیه 7 که خداوند متعال می فرماید :
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ

این چنین آمده است :
يَقُول : مَنْ فَعَلَ ذَلِكَ مِنْ النَّاس فَهُمْ خَيْر الْبَرِيَّة . وَقَدْ : 29208 - حَدَّثَنَا اِبْن حُمَيْد , قَالَ : ثنا عِيسَى بْن فَرْقَد , عَنْ أَبِي الْجَارُود , عَنْ مُحَمَّد بْن عَلِيّ { أُولَئِكَ هُمْ خَيْر الْبَرِيَّة } فَقَالَ النَّبِيّ صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : " أَنْتَ يَا عَلِيّ وَشِيعَتك "
 
 
یعنی از پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم پرسیده شد منظور از خیر البریة چه کسانی هستند و ایشان فرمودند : علی و شیعیان علی (علیه السلام) .
 
هر چند مطمئنا با انتشار این خبر وهابیون با تحریف کتب خود اقدام به حذف این مطلب از سایت وزارت اوقاف و امورخیریه عربستان خواهند نمود . ولیکن بدانند که حقیقت را نمیتوان کتمان نمود .

 





نوشته شده در تاریخ 92/06/04 توسط علی

تیراندازی در حیاط مجمع تشخیص مصلحت نظام

 
 

این عكس به تیراندازی آیت‌الله هاشمی در حضور یكی از قهرمانان تیراندازی كشور در حیاط مجمع تشخیص مصلحت نظم اختصاص دارد

 

 

 





نوشته شده در تاریخ 92/06/02 توسط علی

 
 
 
 
 
 
 
 




نوشته شده در تاریخ 92/05/18 توسط علی



جمهوری اسلامی ایران در سی و پنج سال حیات خود شش رئیس جمهور داشته است. دو رئیس جمهور اول ایران نتوانستند دوران چهار ساله مسئولیت خود را به پایان برسانند؛ اولی(بنی صدر) بركنار شد و از ایران گریخت و دومی(شهید رجایی) در انفجاری در ساختمان نخست وزیری ترور شد. اما چهار رئیس جمهوری كه در ادامه عهده دار ریاست قوه مجریه شدند، هر یك دو دوره پیاپی در این سمت بودند.

یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در تاریخ 24 خرداد 1392 برگزار و حجت الاسلام حسن روحانی با 18 میلیون و 613 هزار و 329 رای از كل آرا ماخوذه در مرحله اول انتخابات به عنوان منتخب مردم ایران انتخاب شد.

مراسم تنفیذ حكم یازدهمین دوره ریاست جمهوری عصر امروز برگزار می شود.

تنفیذ حكم ده رئیس جمهور گذشته جمهوری اسلامی ایران را به روایت تصویر در ادامه مشاهده می كنید.

مراسم تنفیذ محمود احمدی نژاد در سال۱۳۸۸

 

 مراسم تنفیذ محمود احمدی نژاد در سال۱۳۸۴

 

 مراسم تنفیذ سید محمد خاتمی در سال۱۳۸۰

 

 مراسم تنفیذ سید محمد خاتمی در سال۱۳۷۶

 

 مراسم تنفیذ آیت الله هاشمی رفسنجانی در سال۱۳۷۲

 

 مراسم تنفیذ آیت الله هاشمی رفسنجانی در سال۱۳۶۸

 

 مراسم تنفیذ حضرت آیت الله خامنه ای در سال۱۳۶۴

 

 مراسم تنفیذ حضرت آیت الله خامنه ای در سال۱۳۶۰

 

 مراسم تنفیذ شهید محمدعلی رجایی در سال۱۳۶۰

 





نوشته شده در تاریخ 92/05/12 توسط علی

روز و شب ما اگر جهنم گردد
شخصیتمان ترور دمادم گردد
ما بسیجیان نمی گذاریم حتی
یک مو زسر خامنه ای کم گردد




نوشته شده در تاریخ 92/04/29 توسط علی



مسجد شاه "فیصل" در "اسلام آباد پاکستان" بزرگترین مسجد جهان است که گنجایشی معادل 300 هزار نمازگزار را دارد.


به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از باشگاه خبرنگاران، مسجد شاه "فیصل" در "اسلام آباد پاکستان" یکی از بزرگترین و مشهورترین مساجد دنیاست. این مسجد پس از ساخت در 1993 تا 1996 بزرگترین مسجد جهان بود که در زمینی به مساحت 5 هزار متر مربع ساخته شده و گنجایشی معادل 300 هزار نمازگزار را دارد.طرح اولیه تنها برای یک نمازخانه بزرگ در نظر گرفته شده بود. اما در سال 1970 تصمیم گرفته شد که فضاهای دیگری نیز به آن الحاق شود. آنچه که در نهایت احداث شده علاوه بر نمازخانه و فضاهای مربوط به مسجد،‌ شامل مرکز پژوهش های اسلامی، کتابخانه،‌ موزه سالن کنفرانس و دفاتری برای استادان دانشگاه اسلامی بین المللی بود.مسجد شاه "فیصل" یکی از بزرگترین مساجد دنیاست و در زمینی به مساحت 5 هزار مترمربع ساخته شده است.مسجد به خاطر ترکیب معماری سنتی و مدرن طراحی منحصر به فردی را دارد و برخلاف طراحی سنتی مساجد،‌ این مسجد فاقد گنبد است و گنبد آن به شکل چادر طراحی شده است.
 
سالن نمازگزاران مثلثی شکل و 4 مناره اطراف آن به شکل مداد باریک است،‌ ورودی مسجد توسط لوسترهای بزرگ و دیوارها توسط موزائیک های زیبا و خطاطان مشهور پاکستانی به خط کوفی نوشته و طراحی شده اند، به هر حال از بعضی جهات این مسجد پلی بین معماران سنتی عربی، ترکی و مسلمانان پاکستانی است.نمازخانه اصلی بر مبنای یک پلان مربعی به طول 60 متر است و به جای استفاده از گنبدهای سنتی که معمولا در مساجد به کار گرفته می شود با یک پوسته بتونی پخ دار 8 وجهی که جلوه هایی از یک خیمه بیابانی را به نمای می گذارد، پوشش داده شده است.











نوشته شده در تاریخ 92/04/26 توسط علی



ربنای شجریان + روایتی از امیرالمومنین

 

 
 

این روزها دیگه روزه برخی بدون ربنای شجریان قبول نیست ...

یه سری هم كه كلا افسردگی گرفتن از فقدان ربنای شجریان ....

خبرهای پراكنده ای هم از سراسر كشور به گوش میرسه كه یه عده كثیری از طرفداران استاد اعتصاب روزه كردن و دیگه روزه نمیگیرن بدون ربنای شجریان .... !!!

 

 

 

 

 

 

 

 

این روزها دیگه روزه برخی بدون ربنای شجریان قبول نیست ...

یه سری هم كه كلا افسردگی گرفتن از فقدان ربنای شجریان ....

خبرهای پراكنده ای هم از سراسر كشور به گوش میرسه كه یه عده كثیری از طرفداران استاد اعتصاب روزه كردن و دیگه روزه نمیگیرن بدون ربنای شجریان .... !!!

اما با توجه اظهارات جالب آقای شجریان مبنی بر اینكه این مذهب هستش كه باعث عقب موندگی و جلو پیشرفت و موسیقی و اینا رو گرفته و تصاویر جالبی كه ایشون با نسوان و بهاییان و ... منتشر شده دوست دارم یه روایت كه زبان حال برخی دوستان هست بذارم :


كمیل نیمه شبی همراه حضرت علی در تاریكی شب از كوچه های كوفه عبور می كردند تا به خانه ای رسیدند از آن خانه صدای تلاوت قرآن به گوش می رسید، معلوم بود مرد پارسایی از بستر راحت برخاسته و باصدایی دانشین و پرشور قرآن می خواند آن چنان كه گریه و بغض گلویش را گرفته بود كمیل سخت تحت تأثیر آن صدا قرار گرفت آن مرد این آیه را می خواند: {آیا كسانی كه در زیورهای دنیا غرق هستند بهترند} یا آن كسی كه در ساعات شب به عبادت مشغول است و در حال سجده و قیام، از عذاب آخرت می ترسد و به رحمت پروردگارش امیدوار است؟! بگو آیا كسانی كه می دانند یكسان هستند؟! تنها خردمندان متذكر می شوند}.

وقتی كمیل این آیه را با آن صدای پرسوز می شنید، چنان دگرگون شد كه با خود گفت: ای كاش مویی بر بدن این قاری می شدم و صدای قرآن او را می شنیدم! حضرت علی علیه السلام از دگرگونی حال كمیل به خاطر آن صدای پرسوز و گداز آكاه شد و به او فرمود: ای كمیل! صدای پراندوه این قاری تو را حیران و شگفت زده نكند؛ چرا كه او از دوزخیان است و بعد از مدتی راز این سخن را به تو خواهم گفت.

این سخن مولا، كمیل را از دو جهت شگفت زده كرد؛ یكی این كه حضرت از دگرگونی درونی كمیل خبر داد و دیگر این كه او را از دوزخی بودن آن خواننده ی قرآن باخبر كرد. مدتی گذشت تا این كه جنگ نهروان پیش آمد. در این جنگ كسانی كه با قرآن سر و كار داشتند علی علیه السلام را كافر خواندند و با او به جنگ برخاستند. كمیل چون سربازی جانباز همراه علی علیه السلام بود و علی كه شمشیرش از خون آن كوردلان مقدس مآب سیراب شده بود، متوجه كمیل شد، ناگهان نوك شمشیرش را بر سر یكی از هلاك شدگان فرود آورد و فرمود: ای كمیل! آن كسی كه در آن نیمه شب قرآن را با آن سوز و گداز می خواند همین شخص است. كمیل سخت تكان خورد و به اشتباه خویش پی برد و دانست كه نباید صدای قرائت زیبا و ظاهر افراد او را گول بزند. او در حالی كه بسیار ناراحت بود، خود را روی قدم های بارك حضرت انداخت و از خدا طلب آمرزش كرد .

پ.ن: علاوه بر صدای زیبا ، خود خواننده هم مهم بود برای همین صدای زیبا در آن شب هیچ تاثیری بر حضرت امیر نداشت چرا كه بر باطن و اصل موضوع احاطه داشتند.

فقط صدای زیبا كافی نیست ... روح حاكم بر صدا هم مهم است ...


 
 





نوشته شده در تاریخ 92/04/22 توسط علی

صادرات اسانس گل محمدی متوقف شد

 
 

 
 

 

 

 

 

رئیس پژوهشكده اسانس دانشگاه كاشان از توقف صادرات اسانس گل محمدی ایرانی خبر داد و گفت: در حالی صادرات این محصول متوقف شده است كه موفق شدیم برای این محصول استاندارد ایزو فرانسه را كه برای اسانس گل محمدی تعریف شده است دریافت كنیم.

به گزارش مهر، گل سرخ یا رز، درختچه ای دارای شاخه های گل دهنده تیغ دار است و تاكنون بیش از 20 هزار گونه گل رز شناسایی شده است. این گیاه بر اساس نژاد به 7 دسته تقسیم می شود كه شامل گل سرخ فرانسی، نسترن، گل چای، گل سرخ با گلهای متعدد، گل سرخ مینیاتوری، گل سرخ بنگال و گل سرخ ایرانی است.

گونه ایرانی این گل در دنیا منحصر به فرد است به گونه ای كه بر اساس نظر كارشناسان زیست گیاهی، گونه مذكور از ابتدا در ایران پرورش یافته و از این كشور به دیگر نقاط جهان پخش شده است.

این گل برای رشد به آب كمی نیاز دارد از این رو علاوه بر كاشان، در استانهای خراسان رضوی، سمنان، اردبیل، آذربایجان شرقی و غربی، زنجان، كرمانشاه، فارس و كرمان نیز كشت می شود.


 

گل محمدی به "طلای معطر" معروف است چراكه ماده اولیه كارخانه های عطر سازی در دنیا است. هر كیلو اسانس این گیاه 20 میلیون دلار ارزش دارد از این رو امروز از آن به عنوان طلای مایع یاد می شود. در حالی كه این گل برای اولین بار در ایران كشت شد و سپس به تركیه و دمشق و از آنجا به بلغارستان رفت ولی در حال حاضر بغارستان تنها كشور صادر كننده اسانس گل محمدی در دنیا است.

در حال حاضر ایران توانایی تولید 15 هزار هكتار گل محمدی را دارد ولی بلغارستان با 2 هزار هكتار كشت گل رز، سالانه هزار و 500 كیلوگرم اسانس گل رز تولید و صادر می‌كند.

علی رغم این واقعیت محققان پژوهشكده اسانس دانشگاه كاشان با تولید دستگاه تقطیر موفق شدند اسانس گل محمدی را تولید و به تایید استاندارد ایزو فرانسه كه برای اسانس گل محمدی تعریف شده را دریافت كنند.

تایید استاندارد برای اسانس گل محمدی ایرانی

دكتر عبدالرسول ابراهیم آبادی- رئیس پژوهشكده اسانس دانشگاه كاشان در گفتگو با خبرنگار مهر، اساس كار در این پژوهشكده را تولید اسانس گل محمدی دانست و گفت: با اجرای پروژه‌های تحقیقاتی موفق به طراحی و ساخت دستگاه تقطیر گل محمدی شدیم.

گل محمدی كه از آن ماده اولیه كارخانه‌های عطر سازی تولید می‌شود

وی با اشاره به عملكرد این دستگاه ادامه داد: در این دستگاه بخار آب از داخل گل‌ها عبور می‌كند و اسانس آن همراه بخارات آب وارد بخش خنك كننده می‌شود كه با سرد سازی آن اسانس خالص و مطابق استانداردهای بین المللی تولید می‌شود.

ابراهیم آبادی با بیان اینكه اسانس‌های تولید شده به 3 كشور صادر شده است، اضافه كرد: در سال گذشته موفق شدیم اسانس‌های تولید شده را به 3 كشور فرانسه، انگلستان و آلمان صادر كنیم.

توقف صادرات اسانس گل محمدی

وی با بیان اینكه در حال حاضر صادرات اسانس‌های تولید شده متوقف شده است، خاطر نشان كرد: در سال گذشته به دلیل آنكه نرخ یورو پایین بود صادرات داشتیم ولی در حال حاضر به دلیل افزایش قیمت‌ها در داخل كشور تولید این محصول مقرون به صرفه نیست.

رئیس پژوهشكده اسانس طبیعی دانشگاه كاشان با تاكید بر اینكه این امر بر صادرات این محصول اثر گذاشته است، اضافه كرد: در حال حاضر اسانس‌های تولید شده بیشتر برای صنایع داخلی است و مازاد اسانس‌های تولید شده برای صادرات در نظر گرفته می‌شود.

ابراهیم آبادی تاكید كرد: در صورتی كه ثبات اقتصادی در كشور ایجاد شود توان تولید برای مصرف داخل و صادرات محصول تولید شده را داریم.






نوشته شده در تاریخ 92/04/22 توسط علی

درباره اظهارات یک مقام انتظامی درباره توقیف خودروی روزه خواران
پلیس ضابط قانون است ، نه قانونگذار


قانون مجازات اسلامی در ماده 638 ، برای تظاهر به فعل حرام در جامعه (مانند روزه خواری) ، مجازات هایی را در نظر گرفته است ولی در هیچ کدام از آنها ، توقیف خودروی افراد روزه خوار وجود ندارد.ماده 6 قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی نیز چنین حقی را برای پلیس به رسمیت نمی شناسد.


عصر ایران-همه ساله با آغاز ماه مبارک رمضان، برخی دستگاه ها و نهادها و مشخصا نیروی انتظامی اطلاعیه هایی صادر می کنند و مقررات وضوبط این ماه را اعلام می دارند و از جمله شهروندانی را که به هر دلیل روزه نمی گیرند از روزه خواری علنی برحذر می دارند و به مجازات ها و جرایمی اشاره می کنند که بر عمل آنها مترتب است.

صدور این اطلاعیه ها امر تازه ای نیست و سابقه آن را حتی در سال های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی نیز می توان سراغ گرفت. طی این سال ها تنها لحن اطلاعیه ها شدت وضعف داشته است. مومنان و روزه داران نیز البته فارغ از انذار و هشدار و حسب تعلیم دینی و داب اخلاقی خود عمل کرده اند.

بنا بر این تا اینجا موضوع متفاوت و خارق العاده ای در میان نیست. خبرقابل توجه اما نقل قولی از رییس پلیس راهنمایی و رانندگی استان قم است: « کسانی که در طول ایام ماه مبارک رمضان در محافل و معابر عمومی اقدام به روزه‌خواری کنند وسیله نقلیه آنها متوقف شده و تا پایان ماه مبارک رمضان به آنان بازگردانده نمی‌شود. » (خبرگزاری فارس)

 

 به این بهانه چند نکته را می توان یاد آور شد:

 - مطابق تعریف مصرح در علم حقوق «جرم، فعل یا ترک فعلی است که قانون برای آن مجازات تعیین کرده باشد». از این رو باید میان جرم با فعل ناپسند یا گناه تفکیک قایل شد. غیبت ، گناه است و فعل ناپسند اما جرم نیست وهیچ مجازاتی در قوانین جزایی دنیوی در برندارد. مصرف مواد مخدر اما گناه نیست و نزد برخی فعل ناپسند هم شاید نباشد در حالی که جرم به حساب می آید و مجازات قانونی دارد.

از این دست مثال ها فراوان اند. برخورد پلیس با مقوله روزه خواری نیز باید تنها از موضع جنبه جرم  آن باشد. پلیس ضابط است نه قانون گذار و تنها جنبه مجرمانه آن به پلیس مربوط است نه وجوه ناپسندی و گناه آمیزی اش.
 
کدام قانون به پلیس اجازه مجازات توقیف یک ماهه خودرو را می دهد؟ یا به عکس آیا در قوانین راهنمایی و رانندگی روزه خواری نیز از مواردی که اجازه توقیف می دهد برشمرده شده یا تنها در صورت انجام چند تخلف همزمان این مجازات در نظر گرفته شده است؟

قانون مجازات اسلامی ، در ماده 638 ، برای تظاهر به فعل حرام در جامعه (مانند روزه خواری) ، مجازات هایی را در نظر گرفته است ولی در هیچ کدام از آنها ، توقیف خودروی افراد روزه خوار وجود ندارد.
ماده 6 قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی نیز مقرر می کند:«ماموران رانندگی به جز در موارد مصرح قانونی و موارد تصادفات منجر به جرح و قتل، مجاز به توقیف وسیله‌ نقلیه‌ موتوری نیستند.» و صد البته ، روزه خواری در خودرو ، در این قانون وجود ندارد.
حال باید پرسید چگونه یک مقام انتظامی در یک استان به خود این حق را می دهد که برخلاف نص صریح قانون ،شهروندان ولو متظاهر به روزه خواری را تهدید کند؟!

-پلیس متولی اخلاق در جامعه نیست. درست است که فرمانده نیروی انتظامی در دیدار با رییس جمهور منتخب گزارش وضعیت اخلاقی جامعه را نیز ارایه کرد اما اخلاق متولیان دیگری دارد. اگر قرار بود اخلاق جامعه را به پلیس بسپاریم طبعا فرماندهان و پرسنل آن را باید از میان عابدان و زاهدان و نه ورزیدگان برمی گزیدند. پارسایی پلیس البته امر پسندیده ای است  اما واژه پلیس در وهله اول صفت پارسا را به ذهن نمی آورد. اگر اخلاق و فرهنگ جامعه با دخالت پلیس و نظمیه سامان می یافت خود این نیرو از هر کژی برکنار بود و هر ازگاهی فرماندهی کل آن آمار تخلف ارایه نمی داد.

- به نظر می رسد فرمانده ناجای استان قم این مجازات را برای حوزه استحفاظی خود در نظر گرفته و عام نیست. در این صورت آیا از فرماندهان استان های دیگر می توان پذیرفت که از نزد خود ، مجازات های کمتر و بیشتر اعمال کنند؟ آیا کشور ملوک الطوایفی شده است یا همه از مقررات واحدی تبعیت می کنند؟

به فرض پذیرش چنین وضعی ، سوالات و ماجراهای بعدی پیش می آید: اگر در یک خودرو سرنشین روزه خواری کرد ودر  عین حال راننده یا دارنده  خودرو روزه دار بود تکلیف چیست؟خودروی روزه دار را می خواهند یک ماه توقیف کنند چون دوست یا برادر یا همکار او در آن روزه خواری کرده است؟ تشخیص میزان روزه خواری با کیست؟  با آن که مخفیانه پکی به سیگار زده  و دیگری که سر خود را از پنجره بیرون آورده و سیبی را با ولع گازمی زند یکسان برخورد می کنند و خود رو هر دو توقیف خواهد شد؟ تشخیص میزان ارتکاب جرم با کیست؟

-روزه داری امر جدیدی نیست که در جمهوری اسلامی رواج یافته باشد. حتی از اسلام هم قدمت بیشتری دارد. کما این که در قرآن کریم نیز در آیه مشهور روزه به سابقه آن اشاره شده است. از سوی دیگر در بیش از 50 کشور اسلامی ونیز جوامع مسلمانان در کشور های غیر اسلامی مردمان با ذوق وشوق و بی هراس گزمه و محتسب روزه می گیرند. چرا پلیس اصرار دارد روزه داری را به ترس از روزه خواری نسبت دهد و لطف و صفای آنها را زایل کند و اگر ما تافته جدا بافته ای در دنیای اسلام هستیم چرا بر وحدت خود با آنان اصرار داریم ؟

سوءتفاهم نشود. غرض این نیست که هر واکنش و مجازات در قبال اقدامات غیر قانونی و خارج از عرف و شرع را تقبیح کنیم اما آیا بهتر نیست با شنیدن واژه رمضان تنها همان «مبارک»ی آن به یاد بیاید و به قول شاعر: اندرون از طعام خالی دار - تا در آن نور معرفت بینی.

 برخی اما انگار اصرار دارند - ولو با نیت خیرخواهانه - این نور معرفت را به زور فروتابانند یا از گفتار و نه الزاماً رفتار آنان این احساس به وجود می آید.






نوشته شده در تاریخ 92/04/21 توسط علی
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Blog Skin